کد خبر: ۴۹۲۰۲
۲۰ مهر ۱۳۹۰ - ۱۱:۴۱
0
داماد که کت شیک خود را از تن خارج کرده و موهای آرایش کرده‌اش را به هم ریخته بود پاکتی زردرنگ را روی لباس عروس انداخت، دقایقی به او زل زد و بدون اینکه حرفی بزند اتاق عقد را ترک کرد
  پاکت مرموز کافی بود تا تازه‌داماد با عصبانیت اتاق عقد را ترک کند و جشن را به هم بریزد. تازه‌عروس وقتی پاکت را باز کرد باور نمی‌کرد صحنه‌هایی که می‌بیند واقعیت داشته باشد.

به نوشته روزنامه «وطن امروز»‏، ساعت 7 غروب بود، همه در اتاق عقد تالار دور هم جمع شده بودند، عروس 20 ساله می‌خندید، زنان در لباس‌های میهمانی ثانیه‌شماری می‌کردند که داماد و عاقد سر برسند، ناگهان در باز شد و مرد عصبانی داخل رفت. در یک لحظه خنده بر لبان همه خشک شد، داماد که کت شیک خود را از تن خارج کرده و موهای آرایش کرده‌اش را به هم ریخته بود پاکتی زردرنگ را روی لباس عروس انداخت، دقایقی به او زل زد و بدون اینکه حرفی بزند اتاق عقد را ترک کرد. عروس که حیرت‌زده شده بود حتی جرات نکرد حرفی بزند و پشت سر داماد برود، میهمانان دیگر حتی مادر و خواهر داماد نیز برای اینکه ببیند داخل پاکت چه چیزی است همانجا ماندند. دختر جوان با دستان لرزان پاکت را باز کرد و تعدادی عکس بیرون آورد؛ باور نمی‌کرد خودش را در لباس عروسی و در کنار مرد ناشناسی می‌دید همه روی دستان وی خم شده بودند، عروس با فریاد «دروغ است»، بی‌هوش شد. خانواده داماد و عروس به جان هم افتادند و پس از دعوای شدیدی مراسم عروسی به هم خورد و میهمانان با چهره‌هایی عبوس به سمت خانه‌هایشان راه افتادند.

پیک شوم

هنوز یک ساعت تا مراسم عقد مانده بود، مسعود با کت و شلوار دامادی جلوی گلفروشی ایستاده بود تا فیلمبردار از صحنه سوار شدن وی بر خودروی گل زده تصویر بگیرد. همان لحظه موتورسواری که پاکت زردرنگی در دست داشت جلوی پای داماد ترمز کرد و گفت پیک است و با دادن مشخصات مسعود، ادعا کرد برای وی پاکتی آورده است. مرد جوان تعجب کرد، با تصور اینکه شاید «مهین» خواسته وی را سورپرایز کند پاکت را گرفت اما آنچه را که می‌دید باور نمی‌کرد. عکس‌ها نشان می‌داد که مهین پیش از این با مرد دیگری ازدواج کرده و خانواده وی مسعود را فریب داده‌اند.

شکایت نوعروس

2 روز بعد و در حالی که بزرگان هر دو فامیل دور هم جمع شدند و مسعود از دیگران شنید مهین تاکنون ازدواج نکرده است، با ناباوری روبه‌روی نوعروس دلشکسته نشست و سر به زیر انداخت تا گریه‌های وی را نبیند. مهین گفت: تو را نمی‌بخشم چرا که مرا از ماه‌ها پیش می‌شناسی، پدر و مادرم متدین هستند و تا حالا دروغ نگفته‌ایم، اصلا شک نکرده‌ای چرا این اتفاق افتاده و شیطنت با چه انگیزه‌ای بوده؟!

من شکایت می‌کنم تا به تو ثابت شود اشتباه کرده‌ای. نوعروس بلافاصله به دادسرای یافت‌آباد رفت و با طرح شکایتی خواستار ردیابی طراح پاپوش شد. وقتی دادیار پرونده شنید عکس‌های این عروسی دروغین ساختگی است و اصرار مهین را دید، دستور داد تا تیمی از پلیس آگاهی وارد عمل شده و پرده از این معمای پیچیده بردارند.

کارآگاهان در نخستین اقدام به تحقیق از مهین دست زدند، این دختر که ابتدا ادعا می‌کرد به هیچکس شکی ندارد و با کسی دشمنی‌ای نیز ندارد وقتی پرسیده شد خواستگاری داشته است، ناگهان دست به پیشانی‌اش کوبید و گفت: من از 16 سالگی چون دیگر همبازی دختران و پسران فامیل نبودم سعی کردم درسم را خوب بخوانم و به خاطر همین از بستگانم دور شدم. هنوز به دانشگاه نرفته بودم که پسرعمویم نزدم آمد و ادعا کرد از کودکی به من علاقه داشته و می‌خواهد خیلی زود با هم ازدواج کنیم، من که مخالف بودم جواب منفی دادم اما سمج‌بازی‌هایش تا جایی بود که خانواده عمویم به صورت رسمی خواستگاری کردند اما من باز مخالفت کردم.

روزهای نخست همه از دستم ناراحت بودند تا اینکه دانشجو شدم و رفته رفته این موضوع فراموش شد. «محمود» دیگر به خانه ما نیامد حتی در میهمانی‌های دیگر نیز او را نمی‌دیدم تا اینکه مسعود که هم‌دانشگاهی‌ام است و در شرکتی کار می‌کند به من علاقه‌مند شد و قرار گذاشتیم با هم ازدواج کنیم.

مهین گفت: اصلا تصور نمی‌کردم محمود به این شکل انتقام بگیرد و کینه به دل گرفته باشد، الان که فکر می‌کنم یادم می‌آید که عکس‌های چهره من که آرایش دارد متعلق به میهمانی دخترعمویم است و حتما پسرعمویم آنها را برداشته و با فتوشاپ روی عکس‌های یک عروسی انداخته است.

بازداشت توطئه‌گر

وقتی کارآگاهان به ردپای پسرعموی نوعروس رسیدند خیلی زود وی را احضار کردند و در حالی که محمود با ناراحتی می‌گفت چرا باید به وی شک کنند با دستور دادیار پرونده بازداشت شد. محمود در همه مراحل بازجویی خود را بی‌گناه نشان داد تا اینکه با دستور دادیار پرونده،، کارآگاهان به بازدید غافلگیرانه اتاق وی در خانه پدری‌اش پرداختند و در لابه‌لای کتاب‌هایش به نمونه‌های دیگری از عکس‌های دروغین عروسی برخوردند.

اعتراف عجیب

پسرعموی نوعروس که باور نمی‌کرد به این راحتی گرفتار شده باشد وقتی دید چاره‌ای جز اعتراف ندارد، گفت: من پسر بدی نیستم، اما وقتی دخترعمویم مرا پس زد، کینه‌ای شدم. در مدت 3 سال خیلی به خودم فشار آوردم که بی‌خیال شوم حتی در میهمانی‌ها حاضر نمی‌شدم. وی افزود: وقتی شنیدم قرار است مهین ازدواج کند به هم ریختم، همیشه عکس‌هایش را در اتاقم نگهداری می‌کردم، خواستم انتقام بگیرم و خودم با مهارتی که در کامپیوتر دارم، توانستم این عکس‌ها را تهیه کنم و با زیر نظر گرفتن مراسم عروسی از یک پیک خواستم پاکت عکس‌ها را به داماد برساند.

بنابر این گزارش، در حالی که مهین از دست مسعود دلخور بود و نمی‌خواست دیگر با او ازدواج کند با پادرمیانی دادیار پرونده و ریش‌سفیدان فامیل عروس و داماد بزودی پای سفره عقد می‌نشینند.
ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر:
غیر قابل انتشار: 0
در انتظار بررسی: 0
انتشار یافته:
نظرات بینندگان
موجی
12:31 - 1390/07/20
حالا این ماجرا اگه برا داماد پیش میومد همه میگفتند اشکای نداره اما واسه عروس عیبه
گزارش مجامع بیشتر
حرکت سریع «مبین‌وان» به سوی آینده/ برنامه ریزی برای سودآوری بیشتر

حرکت سریع «مبین‌وان» به سوی آینده/ برنامه ریزی برای سودآوری بیشتر

در مجمع سالیانه شرکت مبین وان کیش سود 100 ریالی تقسیم شد.
سود ۲۰۰ ریالی در جیبت سهامداران «سپ»

سود ۲۰۰ ریالی در جیبت سهامداران «سپ»

مجمع عمومی عادی سالیانه سهامداران شرکت «پرداخت الکترونیک سامان کیش» با حضور۹۰ درصد از سهامداران تشکیل شد.
سود ۷۰ تومانی برای سهامداران «واتی»

سود ۷۰ تومانی برای سهامداران «واتی»

مجمع عمومی عادی سالانه صاحبان سهام شرکت «گروه سرمایه‌گذاری آتیه دماوند» صبح روز گذشته به دلیل شیوع ویروس کرونا و طبق دستورالعمل سازمان بورس، به صورت آنلاین و با حضور مدیرعامل، هیئت مدیره و ۸۱/۲۹ سهامداران شرکت برگزار شد.
پربازدید
پرطرفدارترین
برای دریافت خبرنامه پول نیوز ایمیل خود را وارد نمایید: