کد خبر: ۳۲۲۱۳
۲۵ دی ۱۳۸۹ - ۱۱:۲۷
0
برخي روزنامه هاي صبح امروز سرمقاله هاي خود را به موضوعات زير اختصاص دادند.

* ابتكار
روزنامه ابتكار درسرمقاله خود با عنوان "نسبت جامعه اخلاقي با جامعه عدالت محور "به قلم محمدعلي وكيلي آورده است:‏ داد و بيداد از بد اخلاقي سياسيون سالهاست در اين مملكت گوش فلك را كر كرده است اما هنوز هم در خم يك كوچه ايم. صحنه سياسي امروز ايران بيش از هر زمان گرفتار بد اخلاقي است.

در باب اخلاق سياسي، اجتماعي، سخن بسيار گفته و قلم فرسايي شده است اما مطالعه سير تحولات سياسي در كشور ، گويا هيچ اثر عملي از آن همه سخن و قلم برجاي نمانده است امام اخلاق و عدالت علي (ع) مي‌فرمايد : الغالب بالشََّر مغلوب؛ كسي كه از راه شر به پيروزي دست يابد در حقيقت مغلوب است به تعبير امروزي ها، هدف وسيله را توجيه نمي‌كند. ماكياول معتقد بود زمامدار ، نه تنها معمار كشور و دولت است، بلكه معمار اخلاق ، مذهب و اقتصاد است .

زمامدار براي نيل به قدرت و حفظ آن مجاز است به هر عملي از زور ، حيله و تزوير متوسل شود او مي‌گفت اخلاق و مذهب و ساير تصورات اجتماعي همه آلت دست زمامدار براي رسيدن به قدرت است و اين‌ها را نبايد در سياست و اداره حكومت و زمامداري دخالت دهد . طرفداران مكتب ماكياول هر نوع دروغ و وعده اي را براي ورود به قدرت مجاز مي‌دانند. يك سياستمدار معروف فرانسوي گفته بود در عمر سياسي خود، چهارده بار قسم خوردم و در دوران اجرايي ، هيچ يك از آن‌ها را به ياد نياوردم و آن حرف‌ها و قسم‌ها در واقع مثل بليط تئاتر است كه براي ورود به سالن تئاتر نشان داده مي‌شود اما بين آن بليط و آنچه در سالن به اجرا در مي‌آيد هيچ ارتباطي وجود ندارد.

اين روش در فرهنگ سياسي ما نيز ردپاي مهم پيدا كرده است و بر همين اساس هم گفته مي‌شود سياست از حقيقت فاصله دارد و سياستمدار زيرك را كسي مي‌دانند كه توان بالايي در استفاده از اصل ماكياولي (هدف وسيله را توجيه مي‌كند) مي‌دانند.
داشتن اهداف هرچند والا و گرانبها به هيچ وجه دليل نمي‌شود كه براي تحقق آن به هر وسيله نامشروعي دست زد نمي‌توان براي جلب رضايت مردم ، حقيقتي را به آنها وارونه ارايه داد.

اسلام دست سياستمداران براي دست يازيدن به هروسيله را باز نگذاشته است. رواج بداخلاقي، خود دليل دور بودن جامعه از عدالت است در جامعه اي مي‌توان سخن از عدالت به ميان آورد كه بستري براي عدالت در آن مهيا شده باشد. مادام اي كه عدالت به بارننشسته باشد، تلاش براي گسترش اخلاق در جامعه بيهوده خواهد بود.

به بيان ديگر نمي‌توان جامعه عدالت محور را با ابزارهاي غير اخلاقي طلب كرد . پيش شرط جامعه عدالت محور ، جامعه اخلاقي است تحقق هر كدام بدون ديگري ناقص است . نمودار اصلي جامعه اخلاقي ، رعايت موازين در برابر غير همفكران است اگر عدالت در برخورد با منتقدين و غير همفكران به اجراء درآيد، آنگاه بايد به اخلاقي بودن سياست اذعان داشت. يكي از مظاهر مهم جامعه اخلاقي، شناخت درست دوست و دشمن است در جامعه اي كه دوستان به صفت دشمنان و گاهي هم دشمنان به لقب دوستان توصيف شوند اين جامعه با اخلاق فاصله بنيادي دارد اگر اخلاق از جامعه رخت بربندد و جامعه بدون موازنه شود، ظلم در حق دوستان رواج مي‌يابد . دوستان، دشمن نما مي‌شوند و دشمن دوست نما مي‌گردد هركسي با ما مخالف بود به محاربه و محكوم به حذف مي‌گردد.

ارزش‌هاي اخلاقي در مذهب ما آنچنان پر ارجند كه مذهب اسلام به رعايت اين موازين شناخته مي‌شود و پيامبرش خود را مامور ترويج اخلاقيات معرفي كرده است . اسلاميت حكومت تابع ميزان پايبندي آن به اخلاقيات است . جامعه پر از دروغ ، تهمت ، غيبت، رياكاري ، تملق ، با جامعه علوي و نبوي فاصله‌ها دارد. خلاصه اينكه ما قبل از نياز به جامعه توسعه يافته به يك جامعه اخلاقي محتاجيم سفره گروه‌هاي سياسي و دولت‌ها جمع مي‌شود اما چيزي كه تمام نمي‌شود و مي‌ماند ، مدارا ، مروت ، انصاف و صداقت است جامعه صداقت محور ، حقيقت گرا و اهل مروت و انصاف مي‌تواند جامعه منتظر بماند با ظلم و دروغ نمي‌توان به پيشواز جامعه منتظران رفت.

* رسالت

روزنامه رسالت در سرمقاله امروز خود با عنوان " ايرانيان مقيم خارج كشور " به قلم محمد كاظم انبارلويي آورده است:ايرانيان مقيم خارج كشور بخشي از امنيت ملي و منافع كشورمان را تشكيل مي‌دهند. حضور آنها در كشورهاي گوناگون يك فرصت براي تبليغ و ترويج فرهنگ اسلام و ايران است.

دل هر ايراني كه در خارج از كشور زندگي مي‌كند به نام اسلام و ايران مي‌تپد. ايرانياني كه اين تپش را در قلب خود حس نمي‌كنند بسيار كم شمارند. در برنامه پنجم توسعه جمهوري اسلامي برحسب سياست‌هاي اعلام شده از سوي مقام معظم رهبري به مسائل مهمي عنايت شده است.

الف- تقويت هويت اسلامي ايراني، ايرانيان خارج از كشور
ب- حفظ و گسترش زبان فارسي در بين آنان
ج- حمايت از حقوق ايرانيان مقيم خارج
د- و بالاخره تسهيل در مشاركت آ‌نان در پيشرفت و عظمت ايران

از جمله سياست‌هايي است كه دولت جمهوري اسلامي بايد در مورد ايرانيان خارج از كشور وجهه همت خود قرار دهد، همين مهمات فوق است. اكنون كه دولت گفتمان پيشرفت و خدمت را نمايندگي مي‌كند، به طور طبيعي بر روي ظرفيت عظيم سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي حضور ايرانيان مقيم خارج كشور حساب باز كرده است.

دولت‌هاي پيشين از اين ظرفيت غافل بودند. ظاهرا شوراي عالي امور ايرانيان مقيم خارج از كشور دفتر رياست جمهوري متكفل اين ارتباط و به فعليت در آوردن ظرفيت ياد شده مي‌باشد.

بيش از 500 موسسه علمي و فرهنگي و اقتصادي فعال به نام ايرانيان مقيم خارج كشور ثبت شده است. در اين موسسات عناصر نخبه‌اي وجود دارند كه مي‌خواهند خدمتي به مردم خود بكنند. ثروت ايرانيان مقيم خارج كشور با بيش از 800 ميليارد دلار تخمين زده مي‌شود.بسياري از چهره‌هاي علمي معتبر جهان در مراكز علمي و در رشته‌هاي گوناگون را ايرانيان تشكيل مي‌دهند كه شهرت جهاني دارند امروز كه كشور در مسير پيشرفت و ترقي و خدمت بي‌منت به مردم قرار دارد، بسياري از ايرانيان مقيم خارج مي‌خواهند در خدمت به مردم و پيشرفت كشور سهيم باشند.

دولت بايد با ارتباط معقول و منطقي با ايرانيان خارج كشور زمينه‌هاي اين خدمت و همكاري را مهيا كند.دولت گام‌هاي خوبي برداشته است. رسانه‌ها بايد دولت را در اين امر ياري كنند. عملياتي كردن سياست‌هاي مقام معظم رهبري در برنامه پنج ساله پنجم در اين خصوص بدون حضور رسانه ملي و رسانه‌هاي مكتوب و رسانه‌هاي ديجيتالي ممكن نيست. رسانه‌ها بايد در تسهيل تعامل دولت با ايرانيان مقيم خارج كشور نقش رابط و واسط را بازي كنند.روشنگري در اين باره به نفع همه است. نقد عملكرد برخي مسئولين "شوراي عالي امور ايرانيان خارج از كشور " نبايد ما را از هدف اصلي كه پرداختن به فرصت‌ها و تهديد‌هاي ارتباط با ايرانيان خارج از كشور است و بهره‌مندي از ظرفيت‌هاي عظيم آن غافل كند.

* كيهان

روزنامه كيهان در يادداشت روز خود با عنوان "لبنان و احتمالات پيش رو " به قلم سعدالله زارعي آورده است:سقوط كابينه «سعد حريري» در لبنان بار ديگر اين سؤال را فراروي افكار عمومي قرار داد: «آينده سياسي و امنيتي لبنان چه مي شود». رژيم صهيونيستي همزمان با اين تحول مهم به گشت زني هوايي روي پنج منطقه لبنان پرداخت و فرمانده «جليل شمالي» نيروهاي خود را به حال آماده باش درآورد. در فضاي بين المللي، آمريكا از مواضع سعد حريري در خصوص دادگاه بين المللي حمايت كرد، فرانسه كه تحولات لبنان را با دقت پي مي گيرد، سكوت كرد، عربستان و سوريه از روند اوضاع ابراز نگراني كردند و دبيركل اتحاديه عرب، لبناني ها را به آرامش و حل و فصل داخلي اختلافات خود دعوت كرد.

اما رئيس جمهور لبنان كه طي سي ماه گذشته بي طرفي خود را حفظ كرده بود، تلويحا دوره نخست وزيري سعد حريري را پايان يافته خواند و اظهار داشت كه از روز دوشنبه- پس از تعطيلات رسمي لبنان- رايزني هاي خود را براي انتخاب «نخست وزير جديد» شروع خواهد كرد.

در خصوص مسائلي كه به اين نقطه ختم شد و مسائل پيش روي لبناني ها نكاتي وجود دارد كه به بعضي از موارد آن اشاره مي شود:
1- حدود سي ماه پيش و پس از نوزده ماه تنش شديد سياسي- فاصله آبان 85 تا ارديبهشت 87- و بعد از آن كه گروه حامي سعد حريري بخت خود را در درگيري نظامي- درگيري جنوب شرقي بيروت در هفته دوم ارديبهشت 87- آزمود، مخالفان مقاومت در «نشست دوحه» شركت كردند و به تنش امنيتي با مقاومت خاتمه دادند. پس از آن بود كه ميشل سليمان به رياست جمهوري انتخاب شد، سعد حريري نخست وزير شد، دولت وحدت ملي شكل گرفت، بحث درباره سلاح حزب الله از دستور كار گروه هاي لبناني خارج شد، اصلاح قانون انتخابات مورد توافق قرار گرفت و مقاومت به ثلث ضامن در دولت دست پيدا كرد.

در آن مقطع آمريكايي ها اذعان كردند كه روند تحولات لبنان به ضرر آنان و به نفع بلوك مقاومت- ايران، سوريه، حزب الله و...- پيش رفته است. در اين سي ماه حزب الله موقعيت طلايي پيدا كرده بود و در خلال انتخابات مجلس- بيست خرداد 88- توانست بيش از هشتصد هزار رأي از يك ميليون و چهارصدهزار رأي مردم لبنان را بدست آورد. حزب الله در جريان تشكيل دولت توانست جناح اكثريت را به پذيرش تنها نيمي از كرسي هاي دولت متقاعد كند و عملا نيمي از كرسي ها را در اختيار خود داشته باشد.

آمريكايي ها به همراه رژيم هاي عربي هوادار خود در منطقه تلاش كردند تا اين فضا را بهم بزنند و «اقتدار داخلي» مقاومت را مخدوش گردانند. آنان در لبنان موقعيت هاي خود را از دست داده بودند لذا به ناچار به «خلق موقعيت» روي آوردند. دادگاه بين المللي رسيدگي به ترور رفيق حريري و تغيير سمت و سوي اتهامات آن از سوريه به حزب الله از نظر آمريكايي ها ظرفيت اثرگذاري بر فضاي داخلي لبنان را داشت. آنان گمان مي كردند، حزب الله ناچار است با دادگاه كنار بيايد و رايزني هاي خود با گروه مقابل و طرف هاي بين المللي را براي كاستن از حكم دادگاه شروع كند آنگاه مي توان متقابلا از حزب الله تنازل در رويكردها و مواضع را مطالبه كرده و زمينه اجراي قطعنامه هاي بر زمين مانده 1559 و 1701 را دنبال كرد كه نتيجه حداقلي آن «خلع سلاح مقاومت» است.

اما حزب الله حاضر نشد در زمين آمريكا و اسرائيل بازي كند و به جاي آن به افشاگري و مقابله با روند دادگاه بين المللي روي آورد. ماجرا در نهايت به اينجا ختم شد كه مهمترين حامي منطقه اي سعد حريري و جريان المستقبل- پادشاه عربستان- در سفر دو ماه پيش به بيروت، سعد را به كنار گذاشتن دادگاه فرا خواند. پس از آن سعد اعلام كرد كه دو قاضي لبناني عضو دادگاه بين المللي را به بيروت فراخوانده است. در اين اثنا سعد حريري دو بار به آمريكا فراخوانده شد، بهانه، عيادت از ملك عبدالله بود ولي پس از ده روز و موضع جديد حريري همه فهميدند كه حريري بشدت تحت فشار واشنگتن قرار دارد. در واقع آمريكا به قماري روي آورد كه گمان برد در آن داشت ولي مقاومت با منحل كردن كابينه، موقعيت بازي را از آمريكايي ها گرفت.

2- روند دادگاه بين المللي رفيق حريري كه با حضور 10قاضي غربي و 2 قاضي لبناني در اسفند سال 84- يك ماه پس از ترور حريري- شروع به كار كرد ابتدا سوريه را متهم كرد و با همين اتهام آمريكايي ها قطعنامه 1559- ناظر بر خروج سوريه از لبنان- را كه 5 ماه قبل از ترور حريري تصويب شده بود، عملياتي كردند و حدود دو ماه بعد نيروهاي نظامي سوريه از لبنان خارج شدند. پس از آن آمريكايي ها درصدد ساقط كردن دولت بشار اسد برآمدند كه موفقيتي نداشتند. مدتي گذشت تا اينكه دادگاه به سمت حزب الله نشانه رفت، آمريكايي ها بعد از ناكامي در جنگي همه جانبه، درصدد برآمدند با اجرايي كردن قطعنامه 1701، كوشيدند حزب الله را خلع سلاح نمايند كه موفق نشدند و اينك آخرين تلاش خود را براي ضربه زدن به مقاومت لبنان به كار بسته اند كه قطعا دستاوردي نخواهند داشت.

جالب اين است كه حزب الله حداكثر همكاري خود را با سعدالدين حريري براي شناسايي عوامل اصلي و فرعي ترور رفيق حريري ارائه كرده ولي سعد عليرغم آنكه مستندات دادگاه بين المللي از جمله «شاهدان» را مخدوش خوانده حاضر نشد پرونده اين شاهدان را به شوراي قضايي لبنان و هيات قضايي رئيس جمهور ارائه كند و يا از مدارك كاملا مستند و كارشناسي حزب الله كه حتي بعضي از مقامات رژيم صهيونيستي به درستي آن اذعان نموده اند، استقبال نمايد.

اين مسئله به خوبي نشان داد كه سعد اختياري ندارد و اين آمريكاست كه از سوي او و به نام او تصميم مي گيرد. سي ماه قبل و پس از توافق گروههاي لبناني در دوحه سخنگوي كاخ سفيد فاش كرد كه: «آمريكا عليرغم توافق دوحه به دو موضوع مهم يعني سلاح حزب الله لبنان و خارج كردن اين كشور از حوزه نفوذ سوريه اهميت مي دهد.» اينك 30 ماه از آن روز گذشته و اوضاع به ضرر آمريكا جلو رفته است. «اموس هارئيل» تحليلگر روزنامه صهيونيستي هاآرتص دو روز پيش در يادداشتي نوشت: «آمريكا به ناچار از تقسيم منطقه به سفيد و سياه و محور شر فاصله گرفته و به رنگ خاكستري نيز متمايل شده است.» وي دليل اين تغيير موضع آمريكا را افزايش قدرت ايران و ناتواني آمريكا در حل منازعات ارزيابي كرده است.

آمريكا اينك به جاي تلاش براي ريشه كن كردن حزب الله درباره واداشتن آن به مذاكره مي انديشد كما اينكه درباره ايران نيز آمريكا به ناچار از واژگون كردن نظام آن به تلاش براي محدود يا متعهد كردن آن از طريق مذاكره مي انديشد. بنابراين روي آوردن آمريكا به دادگاه حريري براي آن نيست كه حزب الله را كنار بزند چرا كه توانايي آن را ندارد بلكه هدف آن است كه حزب الله خود را بخشي از منطقه اي بداند كه مسائل آن توسط شوراي امنيت و مراكزي نظير دادگاه حريري حل و فصل مي شود.

3-آنچه در عمل اتفاق افتاده اين است كه موقعيت خاندان حريري در پست نخست وزيري به مخاطره افتاده و فراكسيون سني (المستقبل) براي شكل گيري دولتي با محوريت كانديداي آنان ناچار به دادن امتيازات مهمي خواهد بود. حزب الله، جنبش امل و جريان آزاد ملي كه سه فراكسيون مهم مجلس و 10وزير كابينه را در اختيار دارند حاضر به پذيرش مجدد سعد به عنوان نخست وزير نخواهند بود مگر آنكه او كاملا از مواضع كنوني فاصله بگيرد و رسما بپذيرد كه خطا كرده است.

اگر او اين را بپذيرد در واقع تير خلاص به سوي دادگاه بين المللي- يعني توطئه اصلي آمريكا و اسرائيل عليه مقاومت- شليك كرده است. معرفي فرد ديگري از فراكسيون تحت رياست سعد حريري هم مستلزم پذيرش او توسط مقاومت (نصرالله، بري و عون) مي باشد و در اين صورت آنان ناچارند فردي ميانه رو را معرفي نمايند كه يك پيروزي جديد براي حزب الله و... خواهد بود. اما اگر فراكسيون المستقبل بگويد سعد و لاغير در اين صورت رئيس جمهور ناچار است با ناديده گرفتن فراكسيون المستقبل و در رايزني با شيعيان، مسيحيان و دروزها- كه هيچكدام از عملكرد سعد راضي نيستند- يك شخصيت سني خارج از فراكسيون المستقبل- مانند عمر كرامي و نجيب ميقاتي- و يا فردي از فراكسيون المستقبل كه از عملكرد حريري ناراضي است را مامور تشكيل دولت نمايد. فراخوان، سخنان و اعتماد به نفس ميشل سليمان كاملا از وجود گزينه هاي مختلف براي نخست وزيري لبنان حكايت مي كند.

4- سفر سعد حريري به فرانسه و تركيه- پس از بركنار شدن- نشان داد كه مسير حركت سعد با محدوديت زياد مواجه شده است و او نوميدانه به اين در و آن در مي زند و تلاش مي كند كه شرايط را در خارج از لبنان به نفع خود تغيير دهد.

خبرهاي مختلف بيانگر آن است كه مقامات فرانسوي از رفتار سعد و برنامه آمريكا ناراضي اند. فرانسه در طول سالهاي گذشته كه مسيحيان و ماروني هاي لبنان به سه گروه همراه مقاومت (دو حزب تحت رهبري ميشل عون و سليمان فرنجيه)، مخالف مقاومت (دو حزب تحت رهبري امين جميل و سمير جعجع) و متمايل به مقاومت (شخصيت هايي نظير ميشل سليمان و اميل لحود) تقسيم شدند سعي كرده است كه رابطه سنتي خود را با همه مسيحي ها حفظ كند از اين رو نمي تواند كنار حريري قرار گيرد. دولت تركيه هم در جريان جنگ 33روزه در كنار مقاومت قرار داشت و پس از آن هم روابط صميمانه اي با حزب الله داشته است. او طبعا در پاريس و آنكارا تلاش كرده تا مقامات اين دو كشور را قانع كند كه بسيار بعيد است كه اين اتفاق افتاده باشد. كما اينكه حريري در حال حاضر حتي عربستان را هم در كنار خود ندارد با اين وصف مي توان گفت آمريكايي ها از بي تجربگي سعد استفاده كرده و او را به نحو بلاهت آميزي ساقط كرده اند.

5- درباره چشم انداز آينده تحولات لبنان بايد گفت؛ روند تحولات و تجربه لبنان نشان مي دهد فرايند تشكيل دولت زمان بر خواهد بود چرا كه دولت جز با توافق گروههاي لبناني شكل نمي گيرد و توزيع قدرت در طوايف مختلف و عدم وجود فصل الخطاب، حل چالش موجود را به تاخير مي اندازد. اين تاخير لبنان را با بحران مواجه نمي كند چرا كه دولت در لبنان مسئوليت هاي محدودي در قبال مسائل داخلي لبنان دارد. از سوي ديگر ارتش و نيروهاي امنيتي تحت امر دولت نبوده اند و وضع باثباتي دارند امنيت منطقه اي لبنان هم عملا بر دوش مقاومت است و عدم وجود دولت آسيبي به مقاومت نمي زند.

از آنجا كه جريان 14مارس در لبنان فقط دولت را بطور نسبي در اختيار داشت، تاخير در شكل گيري دولت به آنان لطمه مي زند و بنابراين آنان اصرار بيشتري براي شكل گيري مجدد دولت خواهند داشت كه لازمه آن، دادن امتياز است، اولين امتياز، پذيرش جابجايي فرد ديگري به جاي سعد حريري است كه اگر اين اتفاق بيفتد گروه تجزيه شده 14مارس را به سمت فروپاشي سوق مي دهد و دسته بندي سياسي جديدي درلبنان شكل مي گيرد. انحلال كابينه، اولويت لبنان را از دادگاه حريري به شكل گيري دولت سوق داد و در واقع ميدان بازي را دگرگون ساخت و موضوعي امنيتي را به موضوعي سياسي تبديل كرد. يعني در واقع از امروز جريان 14مارس بايد صرفا براي بدست آوردن چيزي كه تا دو روز پيش در اختيار داشت، تلاش كند و مقاومت چيزي را به آنان خواهد فروخت كه از آن او نبوده است. اين يك نمونه است كه نشان مي دهد آمريكا، اسرائيل و وابستگان آنان فقط مي توانند انتحار و حماقت كنند.

* جمهوري اسلامي

روزنامه جمهوري اسلامي در سرمقاله امروز خود با عنوان "تهديدي كه مي‌تواند فرصت باشد " آورده است: وزارت خزانه‌داري آمريكا در اقدامي بي‌سابقه و جنجالي به بانكهاي اين كشور ابلاغ كرد حساب‌هاي مالي نمايندگي‌هاي بيش از يكصد كشور عضو سازمان ملل در نيويورك را مسدود كنند.

به دنبال وارد آمدن فشار دولت آمريكا بر بانكهاي بزرگ اين كشور از جمله "چيس بانك " براي بستن حسابهاي نمايندگي كشورها نزد سازمان ملل كه به بهانه ردگيري فعاليتهاي تروريستي، پولشويي و دريافت اطلاعات نقل و انتقال‌هاي سابق مالي اعضاي سازمان ملل از اين بانكها صورت گرفت، سفراي كشورهاي عضو سازمان ملل در جلسه‌اي كه روز پنجشنبه به منظور بررسي موضوع تشكيل شد، به اقدام غيرقانوني و سلطه جويانه آمريكا كه منجر به محدوديت در استفاده از خدمات بانكي در نيويورك و ايجاد مشكل در واريز كردن سالانه رقمي بالغ بر 13 ميليارد دلار حق عضويت اين كشورها به سازمان ملل خواهد گرديد، اعتراض كردند.

دولت آمريكا در اقدام محدود كننده خود به بانكهايي كه نمايندگي‌هاي كشورهاي عضو در نيويورك در آن حساب دارند اعلام كرده تا يازدهم فروردين 1390 حساب‌هاي بانكي آنها را مسدود و از ارائه خدمات بانكي به سازمان ملل و نمايندگي‌هاي كشورهاي عضو خودداري كنند. در جلسه روز پنجشنبه كشورهاي عضو كه البته بدون حضور خبرنگاران برگزار شد، نمايندگان و سفيران كشورها به شدت از اين اقدام دولت آمريكا انتقاد كرده و آنرا تهديدي براي موجوديت سازمان ملل در شصت و پنجمين سالگرد تاسيس اين نهاد بين‌المللي دانستند.

واقعيت اينست كه هر چند ملت‌ها و افكار عمومي بين‌المللي از اقدامات سازمان ملل در اين سالها رضايتي نداشته و به درستي معتقدند كه اين نهاد بين‌المللي نتوانسته به وظيفه خود در چارچوب حل و فصل مناقشات جهاني و ايجاد صلح و ثبات بين‌المللي و برخورد با جنگ افروزان و سلطه گران گام موثري برداشته و به وظايف اصلي خود كه دفاع از ضعيفان در برابر زورگويان است عمل كند، ولي در عين حال اين اقدام آمريكا نشان مي‌دهد كه هيچگونه حاكميتي براي سازمان ملل قائل نبوده و آنرا در تيول نفوذ بي چون و چراي خود مي‌داند و هيچ حقي را براي بزرگترين نهاد بين‌المللي به رسميت نمي‌شناسد.

اين سازمان كه پس از جنگ دوم جهاني با هدف فراهم كردن زمينه همكاري در چارچوب قوانين بين‌المللي و برقراري امنيت جهاني از سوي كشورها ايجاد، و مقر آن در نيويورك قرار داده شد، از همان نخستين روز تاسيس، تحت نفوذ آمريكا به عنوان يك كشور پيروز جنگ دوم جهاني و سلطه گر بين‌المللي قرار گرفت به گونه‌اي كه به دليل همين تاثيرپذيري و به مثابه يكي از ستون‌هاي اجراي ديپلماسي عمومي آمريكا عمل كرد و در طول بيش از شش دهه حيات خويش كاملاً از اين سلطه متاثر بود تا آنجا كه اين واقعيت، به وجه مشخصه اين نهاد بين‌المللي تبديل گرديد و در واقع، نهادي بين‌المللي زير نفوذ آمريكا در نيويورك شكل گرفت.

متاسفانه اين سازمان بين‌المللي هرگز در مقابل سئوالاتي از اين قبيل كه "آيا سازمان ملل در تصميم گيري‌هاي سرنوشت ساز و مهم خود، مستقل است و به همه كشورها به يك ديد نگاه مي‌كند و ازكشورهاي خاص جانبداري نمي‌كند؟ "، "آيا سازمان ملل در شأن يك نهاد بين‌المللي بي طرف ظاهر شده است يانه؟ "، "آيا رد پاي نفوذ بي چون و چراي آمريكا و رژيم صهيونيستي در قطعنامه‌هاي اين سازمان و جانبداري كوركورانه از سياستهاي سلطه را نمي‌توان مشاهده كرد؟ " و صدها سئوال ديگر پاسخي قابل قبول و محكمه پسند كه بتواند جامعه جهاني را قانع كند، ارائه نكرده و چه بسا به دليل همين روحيه عدم استقلال و بي عملي است كه انتظار هيچگونه اقدام مشروع بين‌المللي از اين سازمان نمي‌‌رود.

با اين توصيف، اقدام اخير آمريكا در نقض حاكميت و استقلال سازمان ملل و تلاش براي مسدود كردن حساب‌هاي بانكي بيش از يكصد كشور عضو، رويكردي سلطه طلبانه است كه اين بار با اعتراض جدي اعضا مواجه شده است. اين اقدام اكنون با توجه به افزايش شعور بين‌المللي و بالا رفتن جسارت عمومي در مقابله با سياست‌هاي يكجانبه آمريكا تبعاتي خواهد داشت كه به برخي از آنها اشاره مي‌كنيم.

1 - اين ديكته خ?ره‌سرانه آمريكا به بزرگترين نهاد بين المللي، ترديدهاي جدي درباره صلاحيت آمريكا براي ميزباني سازمان ملل را جدي‌تر كرده و ثابت نموده كه آمريكا ظرفيت ميزباني از سازمان ملل را ندارد. هر چند كه موضوع بي كفايتي و عدم صلاحيت آمريكا براي ميزباني سازمان ملل از سالها قبل براي بسياري از ملت‌ها و دولت‌ها روشن شده بود ولي اكنون لااقل به بيش از يكصد كشور عضو نيز ثابت شده كه آمريكا جايگاه مناسبي براي ميزباني از سازمانهاي بين‌المللي نيست و دنيا بايد از اين پس به فكر مكان ديگري براي استقرار نهادهاي مهم جهاني باشد.

2- اين اقدام مداخله جويانه آمريكا كه حتي ريزترين مسائل از جمله در امور اداري سازمان ملل را نيز در بر مي‌گيرد، نظريه انتقال سازمان ملل به كشورهاي مستقل را تقويت كرده و اين موضوع را به اثبات مي‌رساند كه سازمان ملل بايد در نقطه‌اي از جهان مستقر گردد كه از نفوذ قدرت‌هاي سلطه گر مصون باشد. عملكرد اخير آمريكائيها مهر تأييدي براين نظريه است كه بايد كشورهاي ديگر و بدون اهداف سوء‌ براي اعمال نفوذ بر تصميمات سازمان ملل، ميزبان اين نهاد باشند تا از خطر نفوذ و سلطه و اعمال محدوديت‌هاي غيرقانوني مصون بماند.

3 - آمريكا با اين اقدام نشان داد كه قصد وارد آوردن فشار بيشتر به سازمان ملل و باج خواهي افزون‌تر از اين نهاد بين‌المللي را دارد و اگر قرار باشد منابع مالي كشورها به سازمان ملل نرسد و كشورهاي عضو، امكان پرداخت حق السهم خود را نيابند، از آنجا كه اين سازمان سالانه رقمي بالغ بر 13 ميليارد دلار حق عضويت از 192كشور عضو دريافت مي‌كند، قطعاً نخواهد توانست هزينه‌هاي جاري و عملياتي خود در سراسر جهان را تامين كند و اين امر عملاً به معناي به خطر افتادن موجوديت همين سازمان نيم بند و عملكرد غيررضايتبخش آن خواهد بود. به عبارت روشن تر، آمريكا به بهره‌كشي‌هائي كه تاكنون از اين نهاد بين‌المللي بعمل آورده قانع نيست و درصدد سوءاستفاده‌هاي بيشتر مي‌باشد.

4 - شايد اين اقدام آمريكا باعث شود هم دبيركل سازمان ملل به عنوان بالاترين مقام اداري اين سازمان و هم گروه كثيري از كشورهاي عضو به دخالتهاي محدود كننده آمريكا اعتراض كرده و صلاحيت كاخ سفيد را از جهات مختلف در اقدامي جمعي زير سئوال ببرند. اين اقدام درصورتي بعمل خواهد آمد كه دبيركل سازمان ملل از حداقل استقلال برخوردار باشد.

5- توقف ارائه خدمات بانكي به نمايندگيهاي بيش از يكصد كشور عضو در دو سطح قابل تحليل است؛ يكي سطح توقف خدمات بانكي به نمايندگيها كه موجب خواهد شد عملاً نمايندگيهاي كشورهاي عضو امكان هيچگونه فعاليتي نداشته باشند و در سطح ديگر سازمان ملل به لحاظ بودجه‌اي با مشكل مواجه شود. اين وضعيت مي‌تواند باعث گردد اعضا به فكر تقويت اتحاديه اعتباري سازمان ملل كه وظيفه حمايت از فعاليتهاي بانكي را برعهده دارد، بيفتند و از اين طريق بتوانند خارج از وابستگي بانكي به آمريكا، فعاليت مالي كشورهاي عضو سازمان ملل را مديريت كنند.

به هر حال اين حركت آمريكا عليه سازمان ملل و كشورهاي عضو، هر چند اقدامي خصمانه ارزيابي مي‌شود ولي مي‌تواند منشاء اثرات مباركي باشد، به شرط آنكه همه اعضا دست به دست هم داده و اين "تهديد " را به "فرصت " تبديل كنند.

* مردمسالاري

روزنامه مردمسالاري در سرمقاله روز خود با عنوان " گروه هاي سياسي در آستانه تحول تاريخي و آرايش تازه "به قلم ميرزا بابا مطهري نژاد آورده است: جريانها و گروه هاي سياسي كه در دوران دفاع مقدس در حوزه خط امام(ره) قرار داشتند و با هم عمل مي كردند و در مجلس اول اكثريت مجلس را تشكيل مي دادند، و... به هر دليل نتوانستند يكپارچگي خود را حفظ كنند و با يك سري اختلا ف نظرهايي در حوزه هاي اجتماعي، اقتصادي از هم فاصله گرفتند و اين اختلا ف نظرها به حوزه سياسي و فرهنگي رسيد و شرايط خاصي را رقم زد كه امروز نگراني هايي جدي را سبب شده است.

عمده گرايش هاي موجود و فعال در كشور در دكترين سياسي يا مباني باورها با هم تفاوتي ندارند.

اگر كساني تلا ش كنند كه جناح هاي فعلي درون نظام در طيف هاي اصلا ح طلبي و اصول گرايي را به لحاظ باورها و دكترين از يكديگر جدا بكنند، كار نسنجيده اي را دنبال مي كنند كه مصلحت نظام و انقلا ب در چنين رويكردي تامين نخواهد شد. اگر گروهي در اين انديشه باشند كه با محوريت خود و گروه خود همه چيز رقم بزنند، تنها و تنها، راه سعادت ملت را ناهموارتر و هزينه هاي استقرار يك نظام مطلوب در چارچوب انديشه هاي امام(ره) كه قانون اساسي تجلي و تبلور آن است را بالا مي برند.

اگر كسي اين تعبير را كه عده اي آهنگ ولا يت دارند و عده اي ندارند مطرح مي كند، در واقع قصد جداكردن جناح ها و نيروها از لحاظ مباني را دارد كه خير و مصلحتي در اين كار وجود ندارد و ترديد نكنيم كساني كه اين گونه سخن مي گويند، اگر هم از روي دلسوزي باشد، اما مصالح كلا ن انقلا ب و كشور را در نظر نمي گيرند.

به نظر من مجموع گرايش هايي كه در حال حاضر در درون نظام و خارج از قدرت به هرعلت براي نجات انقلا ب اسلا مي و پيروزي خط امام(ره) فعال هستند به لحاظ اعتقاد به اسلا م و قانون اساسي و نگراني براي اصل نظام، اگر از جناح هاي حاكم درون قدرت دلسوزتر نباشند، حداقل به اندازه آنها دغدغه و دلسوزي دارند و در اين راستا اركان و دكترين واحدي را قبول كرده اند و طبيعي است كه وقتي وارد برخي عرصه هاي سياسي، فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي شويم، ممكن است تلقي ها يا قرائت هاي مختلفي را در اين حوزه ها داشته باشيم كه اين تلقي ها آرايش خاصي را به اين نيروها بدهد كه با آرايش نيروهايي كه اكنون حاكميت را در قواي سه گانه به دست دارند متفاوت باشد.

من معتقدم در مباني و دكترين مجموعه نيروهاي سياسي درون نظام اختلا ف نظر حاد و جدي وجود ندارد، اما در حوزه هاي سياست داخلي و خارجي و مباحث فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي اختلا ف نظرهايي وجود دارد، منتها مشكل ما اين است كه گروه هاي مختلف شيوه انديشه سياسي، اقتصادي و فرهنگي خود را تبيين نكرده اند يا از علني كردن تبيين خود پرهيز مي كنند.

در آغاز انقلا ب زمان اوج گيري فعاليت حزب جمهوري اسلا مي ايران كتابي تحت عنوان «مواضع ما» منتشر شد و آيت الله شهيد دكتر بهشتي و همراهانشان به اين نتيجه رسيده بودند كه نمي شود حزبي در صحنه سياسي كشور فعال باشد، ولي افراد براي آشنايي با مواضع آن حزب مرجع مطمئن كتبي نداشته باشند و مدام براي آگاهي نسبت به مواضع حزب به يك فرهنگ شفاهي مراجعه بكنند. در حال حاضر اكثر جناح ها، احزاب و گروه هاي سياسي اعم از آنها كه حوزه نفوذ وسيعي دارند يا آنها كه حوزه نفوذ محدودي دارند،انديشه هاي خود را در حوزه هاي مذكور تبيين نكرده اند، به همين دليل مقايسه يا حتي نقد يا تطبيق جريانها بايكديگر با دشواري هايي همراه است.

بايد به طرف شفاف بودن حركت كرد، بايد رسانه ملي نقش تاريخي و ملي خود را ايفا كند و در انتخابات سال آينده مجلس شوراي اسلا مي و انتخابات هاي پس از آن براي گروه هايي كه قانون اساسي و مباني آن را پذيرفته اند و قبول دارند، اين فرصت را فراهم آورد كه مواضع خود را ارائه دهند و عملكرد خود را در آن مواضع نقد كنند تا جامعه از احتياط عبور كند و به انتخاب برسد. تا جامعه به انتخاب نرسد راه برون رفت از مشكلات پيدا نخواهد شد.

بديهي است نبايد انتظار داشت كه اين شفافيت بلا فاصله به نقطهپايان خود برسد. بايد كمك كرد تا احزاب و گروه هاي سياسي عناصر لا زم جهت برخورداري از فرهنگ حزبي را دارا شوند و احزاب واقعي شكل گيرد.

احزاب و گروه هاي سياسي هم بايد بپذيرند كه زمان پوست انداختن فرا رسيده است و شجاعانه چگونگي پوست انداختن خود را، خود تعيين كنند تا شرايط رقابت و حضور جديد خود را به دست خود فراهم آورند. بهتر است در چنين شرايطي به دنبال مقصر نگردند كه چه كسي باعث شده است تا آنها مجبور به پوست انداختن شوند، بدانند مسببين هم بايد پوست بيندازند به نفع مباني مصرح قانون اساسي. اين اقدام توسط هر فرد يا گروهي آغاز شود، اقدامي است شجاعانه و راهي است براي خروج از بي نقش بودن.

براي دلسوزان انقلا ب و راه امام(ره) پسنديده نيست كه منتظر بمانند يا قهر كنند تا مشكلا تي پيدا آيد و ثابت شود كه راه درستي طي نشده است. ممكن است خداي ناخواسته اين مشكلا ت هزينه ها را بسيار بالا ببرد يا به مباني لطمه بزند. شجاعت آن است كه نگذاريم هيچگونه بن بستي حاصل آيد و منتظر نمانيم كه ديگران كاري كنند، خود حركت كنيم و كاري كنيم و خانه تكاني را از خود آغاز كنيم و اجازه دهيم ديگران حركت ما را نظاره كنند و آنها هم يا خودكاري كنند يا به حركت ما بپيوندند. تكرار مي كنم اين سخن من با كساني است كه مباني و قانون اساسي را راه برون رفت مي دانند و با ديگرانم كاري و حرفي نيست.

سخت معتقدم گروه هاي سياسي درون نظام در آستانه آرايشي تاريخي قرار دارند. منتظر معجزه نبايد نشست، بايد در ظرف جامعه كاري كرد و فرصت را از آنها كه به بهانه عدم حضور ديگران، در انديشه شكست خورده تك صدايي و يكدست كردن جامعه هستند، بايد گرفت.

* آرمان

روزنامه آرمان درسرمقاله خود با عنوان "پرواز مرگبار " به قلم آورده است:بار ديگر پروازي به مقصد نرسيد و 77 نفر از مسافران مظلومانه جان به جان آفرين تسليم كردند.وزير راه و ترابري درسخناني بعد از سانحه به دونكته اشاره كرد كه جاي تامل دارد؛ اول اينكه گفت كميته‌اي براي " عيب يابي " تشكيل شده است.

اين اظهار نظر غيرفني است چون عبارت عيب يابي اذهان را به سمت نقص فني هواپيما هدايت مي‌كند در حالي كه مطابق آمار بيش از 90 درصد ازسوانح معلول خطاي انساني است . نكته ديگراينكه ايشان ادعا كرد نرخ سوانح هوايي كشور از متوسط جهاني پايين تر است. آمار و اطلاعات موجود صحت و درستي اين ادعا را اثبات نمي‌كند بلكه برعكس نرخ سوانح هوايي ايران نه تنها نسبت به كشورهاي پيشرفته بالاتر است بلكه در سطح خاورميانه نيز وضع مطلوبي ندارد.

در سال‌هاي اخير انواع مختلف هواپيما اعم از شرقي و اروپايي و آمريكايي ساقط شده داشته ايم . توپولوف، فوكر و بالاخره بوئينگ. عدم امكان خريد هواپيماي نو و سختي تهيه قطعات مورد نياز براي هواپيماهاي ساخت آمريكا كه چند دهه از خريد آنان مي‌گذرد باعث بروز سوانحي شده است. معمولا بعد از هر سانحه‌اي بلافاصله سازمان‌ها و نهادهاي گوناگون دست به كار مي‌شوند. براي مثال در سانحه سقوط فوكر در اصفهان ،بازرسي كل كشور محور بررسي‌ها شد.

در قضيه سانحه سقوط سي 130 در تهران حتي كميسيون اصل 90 هم وارد ماجرا شد و حاصل رسيدگي‌ها رضايت بخش نبود. بر اساس مقررات آنكس 13 سازمان هوانوردي غير نظامي ( ايكائو) براي بررسي سوانح هوايي تشكيلات و روش كار مدوني وجود دارد و همه كشورهاي عضو مكلف به رعايت آن هستند . مطابق اين مقررات بلافاصله پس از هر سانحه هوايي، سازمان هواپيمايي كشوري مربوطه يك هيات از متخصصان مختلف در 11 گروه كاري شامل 33 نفر تشكيل مي‌دهد كه از جهات مختلف سانحه هوايي را بررسي و علت را تعيين و اعلام كنند. گزارش اين كميسيون علاوه بر كاربردهاي داخلي براي غنا بخشيدن به دانش و تجربه جهاني و ارتقاي سطح سلامت و ايمني پروازها و پيشگيري از سوانح مشابه به ايكائو فرستاده مي‌شود. هر چند با اصلاح ماده714 قانون مجازات اسلامي و افزوده شدن سفرهاي هوايي به زميني و دريايي،خلبان هم در كنار رانندگان زميني و آبي در صورت بي احتياطي و بي مبالاتي و عدم رعايت مقررات، عدم مهارت منجر به قتل غير عمدي قابل مجازات است .

اما سياق عبارت قانون به گونه‌اي است كه با تاكيد بر كلمه راننده ناظر به خلبان مي‌تواند باشد. در حالي كه خطاي انساني منحصر به خلبان نيست بلكه افراد ديگر مرتبط با پرواز مي‌توانند موجب سانحه بشوند. با تصويب اين ماده، دادسرا و دادگاه كيفري اجازه يافته اند،خلبان متخلف را چنانچه زنده باشد مجازات كنند اما چنانچه كميسيون بررسي سانحه،خلبان را مبري از مسئوليت تشخيص دهد مقامات قضايي نمي‌توانند به استناد مثلا گزارش كارشناس رسمي دادگستري نتيجه بررسي‌هاي كميسيون بررسي سانحه را ناديده بگيرند . كميسيون بررسي سانحه سازمان هواپيمايي كشوري به عنوان يك مرجع كارشناسي تخصصي داراي اعتبار و موقعيت جهاني است و هيچ مرجع داخلي نمي‌تواند درمقابل نظرات آن معارضه داشته باشد.

همانطور كه در تعيين علت مرگ و ضرب و جرح تنها پزشكي قانوني صلاحيت اظهار نظر دارد و مراجع قضايي مكلف به رعايت آن هستند. درسوانح هوايي كميسيون بررسي سانحه با تركيب پيش بيني شده در مقررات ايكائو سانحه را بررسي ونتيجه را اعلام مي‌كند،درقضيه سي130از اين قاعده عدول شدويك تركيب خارج ازمقررات ايكائوعلت سانحه هوايي را تعيين و اعلام كرد كه نظرش هر چند مورد استناد دادگاه نظامي قرار گرفت ولي همواره مورد اعتراض خانواده قربانيان باقي ماند و به علت نقص كارشناسي، عدالت به نحو شايسته اجرا نشد و با پرداخت ديه آن هم نه به همه بازماندگان قربانيان موضوع در ظاهر فيصله يافت ولي هم اكنون هم مادر و پدر خلبان گوهري و عليرضا افشار و بقيه نسبت به آن پيگير هستند.

همانطور كه در مساله فوتبال چند سال پيش ناچار شديم ضوابط جهاني را با مصوبات و تصميمات داخلي مقدم بداريم چون در غير اين صورت از خانواده جهاني فوتبال طرد مي‌شديم، در موضوع بسيار حساس هوانوردي غير نظامي نيز بايد به مقررات جهاني عمل كنيم و تعيين هيات‌هاي رسيدگي خارج از چارچوب كميسيون بررسي سانحه سازمان هواپيماي كشوري و اقدامات سازمان‌هاي موازي اعم از قضايي و غير قضايي قابل ترتيب اثر نيست. رعايت اين مقررات نه تنها نافي استقلال ملي نيست بلكه برعكس نشانه بلوغ و بالندگي است. غرب از يك طرف با اعمال تحريم به ما قطعه و هواپيما نمي‌فروشد از طرف ديگر به خانواده قربانيان تسليت مي‌گويد. اين تناقض توجيه ندارد و ميدان مناقشه و نزاع نبايد به پروازهاي غير نظامي گسترش يابد.

نكته ديگر اينكه خطوط هوايي معتبر دنيا و كشورهاي پيشرفته با احترام گذاشتن به حفظ جان و مال انسانها از خطر پذيري در پروازهاي هوايي جلو گيري مي‌كنندومراكز كنترل عمليات پروازي خطوط هوايي ،اجازه پرواز در شرايط نامساعد را نمي‌دهند. اين در حالي است كه اين گونه مراكز در خطوط هوايي داخلي اگر هم وجود دارد فعال نيست والا به خلبان پرواز اروميه اجازه نمي‌داد در حالي كه به قرار اطلاع پروازهاي مشابه انجام نشده بود پرواز خطرناك منجر به سقوط انجام دهد. پروازهاي غيرنظامي قواعد و اصولي دارد كه بايد پذيرفته شود بطوري كه مثلا خطوط هوايي امارات توانستند با پيروي از مقررات جهاني اعتباري براي اين كشور كوچك كسب كنند . شرط اول براي دستيابي به اين موقعيت نصب مديران شايسته با اختيارات لازم و ثبات در مديريت هوانوردي غير نظامي است .

* سياست روز

روزنامه سياست روز در سرمقاله روز خود با عنوان " آنچه خانم رئيس بايد بداند "به قلم علي تتماج آورده است:‏ بر اساس توافقات بعمل آمده در مذاكرات ژنو 3‌، دور بعدي مذاكرات ميان جمهوري اسلامي ايران و گروه 1+5 در تركيه در اوايل بهمن ماه بر اساس گفت‌وگو درباره مسائل مشترك برگزار مي‌شود. در همين چارچوب نيز خانم كاترين اشتون مسئول سياست خارجي اتحاديه اروپا روز پنجشنبه از تركيه ديدار كرد. وي در اقدامي مغاير با اصول ديپلماتيك ادعاهايي را عليه فعاليت‌هاي صلح آميز هسته‌اي ايران عنوان داشت.

با توجه به اينكه كاترين اشتون مسئول سياست خارجي اتحاديه اروپا محور اصلي گروه 1+5 مي‌باشد، بسياري از ناظران سياسي ضعف و ناتواني وي را دليل مسائل حاشيه‌اي ايجاد شده در مذاكرات ايران با اين گروه مي‌دانند. ناظران بين المللي تاكيد دارند كه مواضع اشتون نشانگر تاثيرپذيري وي از سه عنصر مي‌باشد در حالي وي عملا بايد فردي مستقل در چارچوب منافع اتحاديه اروپا باشد و براي به نتيجه رسيدن سياست‌ها و طرح‌هاي خود در برابر اين عناصر ايستادگي كند.

اولا وي يك انگليسي‌ است لذا بيشتر تحت تاثير منافع اين كشور گام برداشته است، بگونه‌اي كه اعضاي اتحاديه اروپا بارها در اين زمينه به وي هشدار داده‌اند.

ثانيا، خانم اشتون بيش از هر چيز وابسته به رابرت كوپر معاون انگليسي خود مي‌باشد. كوپر عملا به دنبال سلطه بر تصميمات اشتون است،بگونه‌اي كه وي را به بازيگري حاشيه‌اي مبدل سازد.

ثالثا، اشتون نشان داده، وي تحت تاثير سياست همگرايي كشورش (انگليس) با آمريكا قرار دارد و بعضا سياست‌هايي را كه همسو با منافع اروپا باشد، اتخاذ نمي‌كند.

هرچند اشتون تلاش دارد از مذاكره با ايران به عنوان گامي مهم براي بهبود چهره خود در عرصه اروپا و جهان برخوردار گردد، اما روند تحولات نشان مي‌دهد‌، عناصري كه اشتون خود را وابسته به آنها ساخته، عملا در چارچوبي مغاير با اهداف و منافع وي گام بر مي‌دارند.

الف ) آمريكايي‌ها در آستانه مذاكرات استانبول، بارديگر ابزار سوخته تهديد و ارعاب را در پيش گرفته‌اند، چنانكه هيلاري كلينتون وزير خارجه آمريكا در سفر به كشورهاي عربي حوزه خليج فارس به زعم خود، خواستار حمايت از تحريم‌هاي ايران شده است. آمريكا همچنين تحريم‌هاي جديدي را عليه ايران در نظر گرفته است.

ب) دولتمردان انگليس تمام ابزار‌ها براي به چالش كشاندن امنيت ملي و جايگاه جهاني ايران را به كار گرفته‌اند. مواضع مداخله جويانه سفير انگليس در ايران‌، اظهارات غير مسئولانه مقامات وزارت خارجه انگليس و تحركات مخفيانه مقامات لندن براي تخريب روابط ايران و اتحاديه اروپا و... از جمله اقدامات سوال برانگيز انگليس در آستانه مذاكرات استانبول است.

ج) نمود اقدامات كوپر را نيز در مذاكرات ژنو 3 مي‌توان مشاهده كرد كه به اذعان ناظران ،با ترفندهاي خود تلاش كرد تا اقدامات اشتون براي به نتيجه رسيدن مذاكرات را با شكست مواجه سازد تا خود را تصميم گيرنده و اشتون را فردي بي تاثير معرفي نمايد.

مجموعه اقدامات صورت گرفته از سوي دولتهاي انگليس، آمريكا و شخص كوپر نشان مي‌دهد كه آنها يك هدف نهايي را دنبال مي‌كنند و آن به شكست كشاندن مذاكرات استانبول است. در اين شرايط خانم اشتون كه ادامه حضورش در سمت مسئول سياست خارجي اتحاديه اروپا ‌، تا حدود زيادي به چگونگي فعاليت وي در مذاكرات ايران و گروه 1+5 وابسته است،بايد تلاش كند تا ضمن دور ساختن خود از وابستگي‌هاي گذشته به آمريكا، دولت انگليس و شخص كوپر‌، براي مقابله با فعاليت‌هاي مسموم آنها در آستانه مذاكرات استانبول تلاش‌هاي جدي از خود نشان دهد نه آنكه به تكرار خواسته‌ها و مواضع ديكته شده از سوي آنها بپردازد.

مجموعه وابستگي‌هاي وي موجب مي‌شود تا اولا جايگاه خانم اشتون در اتحاديه اروپا متزلزل گردد. ثانيا‌، وي به دليل وابستگي به انگليس و آمريكا‌، جايگاه اتحاديه اروپا را در جهان بيش از اين تضعيف خواهد كرد. ثالثا وي ،گروه 1+5 را از مسير واقعي خود كه همان تعامل با ايران مي‌باشد منحرف و به ابزاري در چارچوب اهداف انگليس و آمريكا مبدل مي‌كند كه مشكلات بسياري را براي ساير اعضاي گروه 1+5 به همراه داشته و خواهد داشت. مسلما ساير اعضاي گروه 1+5 پذيرنده چنين اهانتي به جايگاه جهاني خود نمي‌باشند و به مقابله با بي‌مسئوليتي‌هاي خانم اشتون خواهند پرداخت كه چندان براي جايگاه وي مناسب نمي‌باشد.

بر اين اساس نشست تركيه، آزموني بزرگ براي خانم اشتون است كه بر اساس توافقات ژنو 3 با محوريت گفت وگو درباره نقاط مشترك، استقلال خود از دولت انگليس‌، كوپر معاون خويش و در نهايت آمريكا را به نمايش گذارد.

مسلما استمرار وابستگي‌هاي وي دستاوردي جز تضعيف بيشتر موقعيت كاري و جهاني وي و اتحاديه اروپا نتيجه‌اي به همراه ندارد، بويژه اينكه از يك سو سياست تهديد و ارعاب همواره در قبال ايران با شكست مواجه شده و از سوي ديگر جامعه جهاني يكپارچه ضمن حمايت از فعاليت‌هاي هسته‌اي جمهوري اسلامي ايران، خواستار پايان تهديدات عليه ايران و رويكرد 1+5 به مذاكرات سازنده با جمهوري اسلامي ايران هستند .
ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر:
گزارش مجامع بیشتر
حرکت سریع «مبین‌وان» به سوی آینده/ برنامه ریزی برای سودآوری بیشتر

حرکت سریع «مبین‌وان» به سوی آینده/ برنامه ریزی برای سودآوری بیشتر

در مجمع سالیانه شرکت مبین وان کیش سود 100 ریالی تقسیم شد.
سود ۲۰۰ ریالی در جیبت سهامداران «سپ»

سود ۲۰۰ ریالی در جیبت سهامداران «سپ»

مجمع عمومی عادی سالیانه سهامداران شرکت «پرداخت الکترونیک سامان کیش» با حضور۹۰ درصد از سهامداران تشکیل شد.
سود ۷۰ تومانی برای سهامداران «واتی»

سود ۷۰ تومانی برای سهامداران «واتی»

مجمع عمومی عادی سالانه صاحبان سهام شرکت «گروه سرمایه‌گذاری آتیه دماوند» صبح روز گذشته به دلیل شیوع ویروس کرونا و طبق دستورالعمل سازمان بورس، به صورت آنلاین و با حضور مدیرعامل، هیئت مدیره و ۸۱/۲۹ سهامداران شرکت برگزار شد.
پربازدید
پرطرفدارترین
نظرسنجی
به نظر شما در آینده نزدیک شاخص بورس بهتر خواهد شد؟
بله
خیر
مشاهده نظرات
برای دریافت خبرنامه پول نیوز ایمیل خود را وارد نمایید:
تعطیلی همه مشاغل به جز سطح 1 در ۲۵ مرکز استان و همه کلانشهرها
سخنگوی ستاد ملی مقابله با کرونا گفت: حداقل ۲۵ مرکز استانی و نیز همه کلانشهرها شامل دور جدید محدودیت‌های شدید خواهند شد.