کد خبر: ۳۱۰۰۷
۲۲ آذر ۱۳۸۹ - ۱۲:۰۷
0
كيهان

«حلقه تنگ محاصره» عنوان يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم سعدالله زارعي است كه در آن مي‌خوانيد:
«تنها گزينه پيش روي ما انتخاب موجوديتي ادغام يافته در منطقه است. طولاني شدن آتش سوزي جنگل‌هاي حيفا نشان داد كه ما در اداره خود ناتوانيم. ما نمي‌توانيم با «تسليحات قدرتمند» مسايل خود را حل كنيم، چاره‌اي جز مذاكره نداريم وقتي به اطراف خود نگاه مي‌كنيم درمي يابيم كه «جبهه مصمم جهاني» عليه ما در حال شكل گيري است.»

اين نزديكترين گزاره‌اي است كه از درون محافل صهيونيستي به بيرون درز كرده است. نزديك به دو دهه پيش «اسحاق رابين» نخست وزير معدوم رژيم صهيونيستي گفته بود اگر تيزهوش باشيم درمي يابيم كه بايد مذاكره كنيم و اگر خيال پرداز باشيم مي‌گوئيم جنگ. رابين با همين نگاه در سال 1370 به مذاكرات اسلو آمد و حال آنكه مهمترين پشتيبان بين المللي رژيم صهيونيستي در آن سال خود را در اوج قدرت مي‌ديد و فروپاشي بلوك شرق نگراني كشورهاي آسيايي را در پي داشت اما با اين همه، تل آويو دريافته بود كه اوضاع جهان در حال دگرگون شدن است.

از آن زمان تاكنون، اسرائيل در عرصه بين المللي و منطقه‌اي دچار محدوديت‌ها و مشكلات فراواني شده است. در اين فاصله اين رژيم ناچار به ترك خاك لبنان- با تحمل حداكثر حقارت-، تخليه منطقه غزه- با برجا گذاشتن اردوگاه‌هاي خود- شكست در جنگ 33 روزه عليه لبنان و شكست در جنگ 22 روزه عليه غزه شده است. در اين دوران موج مهاجرت معكوس گرديده، درآمد رژيم صهيونيستي از توريسم، تجارت و فروش تسليحات به يك سوم رسيده و اميد به آينده در بين شهروندان غاصب سير نزولي داشته است. از آن طرف، آمريكايي ها- بنا به اظهارات مقامات رژيم صهيونيستي- ديگر قدرت «جمع كنندگي» ندارند و اوضاع كاملا از دست آنان خارج شده است. در اين شرايط بنيامين نتانياهو ديوانه وار عليه فلسطيني‌ها وارد عمل گرديده است.

اين روزها در فضاي منطقه‌اي و بين المللي، اتفاقاتي افتاده كه نشان مي‌دهد آن احساس رابين اينك عمومي شده است. با هم اين موارد را مرور كنيم:

1- كاروان آسيايي با حضور تعداد زيادي از فعالان كشورهاي شرق و غرب از هند به سمت غزه در حركت است. اعضاي اين كاروان چندصد نفره مردم عادي هم نيستند هركدام به دليل جايگاه اجتماعي، سياسي، فرهنگي، علمي و رسانه‌اي شان انبوه از مخاطبان را با خود همراه دارند. اين موج انساني به خوبي نشان مي‌دهد كه امروز آزادي فلسطين تبديل به يك مسئله جهاني شده و در سطح ملت‌ها با جديت پيگيري مي‌شود. كاروان دريايي كشورهاي جنوب اروپا و كارواني زميني از شرق آسيا آيا اسرائيل نبايد نگران راه افتادن يك كاروان هوايي باشد.
2- دو روز پيش در يك روز در سطح بين المللي 4 قطعنامه عليه رژيم صهيونيستي به تصويب رسيده است، تصويب كنندگان متحدان تاريخي رژيم تل آويو- آمريكا، انگليس، فرانسه، آلمان و...- نبوده‌اند يكصد و شصت و پنج كشور عضو سازمان ملل، تخريب منازل فلسطيني‌ها توسط رژيم صهيونيستي را محكوم كرده‌اند. همزمان با آن مجمع عمومي سازمان ملل در قطعنامه ديگري شهرك سازي و ساخت ديوار حايل را محكوم كرد. در قطعنامه ديگر، اين رژيم ملزم به خروج از جولان(براساس قطعنامه 497) شده است و در قطعنامه ديگر بكارگيري زور عليه فلسطيني‌ها محكوم شده است. اين قطعنامه‌ها ممكن است تغييري در مواضع رژيم صهيونيستي به وجود نياورد ولي مطمئنا اين قطعنامه‌ها از يك روند در عرصه دولت‌ها خبر مي‌دهند.


جمهوري اسلامي

«گوانتانامو، تحقيري براي اوباما» عنوان سرمقاله روزنامه جمهوذري اسلامي است كه در آن مي‌خوانيد:
كنگره آمريكا با تصويب طرحي، با بسته شدن زندان مخوف و قرون وسطايي گوانتانامو مخالفت كرد. نمايندگان كنگره با 212 راي مخالف در برابر 202 راي موافق، با طرح بسته شدن زندان گوانتانامو و انتقال زندانيان به داخل آمريكا مخالفت نموده و به ادامه كار آن رأي دادند.

مقامات آمريكايي درحالي با ادامه كار زندان گوانتانامو موافقت مي‌كنند كه بستن اين سياه چال مخوف وضد بشري يكي از وعده‌هاي باراك اوباما، رئيس جمهوري آمريكا در برنامه‌هاي انتخاباتيش بود.

اوباما حتي در نخستين مصاحبه‌اش پس از پيروزي در انتخابات اعلام كرد: من مرتباً گفته‌ام كه قصد دارم گوانتانامو را ببندم و اين كار را خواهم كرد.

با اينحال پس از گذشت نزديك به دو سال از اين اظهارات اوباما، نه تنها اين زندان بسته نشد بلكه تا آينده نامعلوم اين زندان، كه بايد از آن به عنوان يكي از شكنجه‌گاه‌هاي بزرگ تاريخ نام برد، داير خواهد بود.

براساس آمار رسمي مقامات آمريكائي، هم اكنون حدود 178 زنداني در اين بازداشتگاه به سر مي‌برند كه حدود نيمي از آنها را زندانيان يمني تشكيل مي‌دهند.
زندان گوانتانامو، در پايگاه دريايي آمريكا در خليج گوانتانامو قرار دارد كه پس از انفجارهاي مشكوك 20 شهريور 1380، محل نگاهداري و شكنجه افرادي شد كه آمريكايي‌ها آنها را به تروريست بودن متهم كردند.

افشاي رفتارهاي غيرانساني با زندانيان و اعمال شكنجه‌هاي هولناك عليه بازداشت شدگان، گوانتانامو را به رسوايي بزرگي براي دولت آمريكا تبديل ساخت و پرده از چهره مدعيان دروغين دفاع از حقوق بشر فرو افكند.

انتشار تصاويري تكان دهنده از درون زندان گوانتانامو، كه نشان دهنده تنها بخش كوچكي از واقعيات اين زندان بود موجي از تنفر و انزجار جهاني عليه دولت آمريكا برانگيخت و اعتراضات و تظاهرات گسترده‌اي در سراسر جهان در مخالفت اعمال ضدانساني و وحشيانه زندانبانان گوانتانامو و مسئولان دولت آمريكا به راه افتاد. اين اعتراضات آنچنان دولتمردان آمريكا را بي آبرو كرد كه آنها مجبور به عكس العمل گرديده و مدعي شدند اين شكنجه‌ها خارج از حوزه اختيارات آنان صورت گرفته است! درحالي كه محافل مطبوعاتي غرب، از سران ارشد دولت جورج بوش، نظير رايس، پاول، رامسفلد و ديك چني به عنوان متهمان جنايات گوانتانامو اسم بردند كه در جنايات گوانتانامو مسئول بوده‌اند.

معترضان در كشورهاي مختلف جهان خواستار محاكمه اين افراد به عنوان جنايتكار جنگي شدند اما دولت آمريكا با گستاخي تمام مدعي شدند شكنجه محدود عليه تروريستها قابل توجيه است!


قدس

«خباثت انگليسي در پوشش ديپلماتيک» عنوان سرمقاله روزنامه قدس به قلم غلامرضا قلندريان است كه در آن مي‌خوانيد:
در حالي که در روزهاي اخير در کشور انگليس حقوق قشر فهيم جامعه، يعني دانشجويان به راحتي از سوي ابزارهاي سرکوب حاکميت در معرض نقض شديدي قرار دارد، سفير گستاخ اين کشور در اقدامي مداخله جويانه به بهانه نقض حقوق بشر، عملکرد جمهوري اسلامي را در اين زمينه زير سؤال برده است.

نقش مداخله جويانه لندن در حوادث داخلي ايران در سال گذشته بر کسي پوشيده نيست. اکنون لندن به پايگاه براي فراريان و مخالفان جمهوري اسلامي تبديل شده است که در زير سايه پشتيبانيهاي دولت انگليس، سمپاتهاي داخلي را حمايت فکري مي‌کنند. نقش اين کشور در همراه با واشنگتن در صدور قطعنامه‌هاي ضد ايراني در شوراي امنيت و اعمال تحريمهاي گسترده عليه ايران، از موارد دشمني و همراه با دشمنان اين کشور است. همکاري سازمان جاسوسي MI6 با سرويسهاي جاسوسي موساد و سيا در ترور دانشمندان هسته‌اي ايران با هدف توقف رشد علمي کشور، از نمونه‌هاي همراه با دشمنان است. گذشته حضور اين کشور در ايران در آينه تاريخ، مملو از خيانتها و جنايتهاست که در اين نوشتار مجال پرداختن به آنها نيست.

وي در يادداشت خود آورده است: «در هيچ جاي دنيا مانند ايران افرادي که براي حقوق ديگران برخاسته‌اند، در معرض خطر قرار ندارند»، در حالي که بر اساس برخي گزارشهاي نمايندگان اعزامي، ادعاهاي مطرح شده در مورد نقض حقوق بشر در ايران بي اساس معرفي گرديد و بر همگان آشکار است که امروزه مفهوم حقوق بشر ابزار سياسي عليه کشورها شده است. اکنون بايد از وي سؤال کرد، آيا در کشور انگليس موارد نقض حقوق بشر وجود ندارد؟

در روزهاي اخير، دانشجويان بي دفاعي که نسبت به افزايش سه برابري شهريه خود معترض بودند، به خيابانهاي لندن ريختند تا در يک تظاهرات آرام، ادعاهاي مقامهاي خود درباره دموکراسي را محک بزنند، اما دولت انگليس در اقدامي وحشيانه و کم سابقه، خون دانشجويان را در کف خيابانهاي سرد پايتخت اين کشور جاري کرد.

پس از حوادث 11 سپتامبر، صدها عمل ضد بشري عليه مسلمانان، مساجد و اماکن متعلق به آنان در انگلستان و اتحاديه اروپا صورت گرفته است. اين موارد در دانشگاه‌ها شامل خشونت، ناسزا گفتن، تهديد و بمب گذاري در مراسم نماز و عبادات در دانشگاه منچستر، ايراد مواضع منفي وطن پرستانه و بيگانه انگاشتن مسلمانان بوده است. «فيل شاينر» رئيس گروه طرفدار حقوق بشر موسوم به «وکلاي مدافع عمومي» در مقابل ساختمان دادگاه عالي انگليس، موارد شکنجه زندانيان عراقي را برهنه کردن اجباري، محروم کردن از خواب، تهديد به اعدام، اعدامهاي ساختگي و مواردي ديگر اعلام کرد. اين سؤ رفتارها نقض ماده 3 کنوانسيون حقوق بشر اروپاست و همچنين مي‌تواند بر اساس مقررات جنايي مربوط به قانون دادگاه جنايي بين المللي مصوب سال 2001، در بخش «جنايات جنگي» طبقه بندي شود.


مردم سالاري

«تورم و چشم انداز مبهم» عنوان سرمقاله روزنامه مردم سالاري به قلم شهرام صدوقي است كه در آن مي‌خوانيد:
تورم پديده‌اي است که مردم کشورمان با پوست و گوشت خود طي سالها آن را درک کرده‌اند. تورم اقتصادي يا رشد قيمتها در يک مقطع معين کوتاه مدت پديده‌اي است که متاسفانه بنا به دلا يل مختلف حاکم بر اقتصاد ايران، سالها گريبان گير مردم بوده است. اگرچه اين رشد طي مقاطعي از زمان با شيب تند و کند متفاوتي همراه بوده است، اما نکته‌اي که از 30 سال گذشته تاکنون در بازار ايران مشهود بوده محسوس بودن نرخ تورم و افزايش قيمتها است.

حال، طبق گزارش بانک مرکزي جمهوري اسلا مي‌ايران نرخ رشد قيمتها يا همان نرخ تورم چند ماه است که با رشد کاهنده مواجه بوده و حتي براساس آخرين گزارشها اين نرخ به زير ده درصد يا همان «نرخ تک رقمي» معروف رسيده است. کشور که اکنون در مرحله آمادگي براي ورود به طرح بزرگ هدفمندسازي يارانه‌ها يا جراحي بزرگ اقتصادي قرار گرفته و براساس اهداف پيش بيني شده در اين طرح آزادسازي قيمتها در عرضه کالا و خدمات مصرفي جامعه صورت خواهد پذيرفت.

در اين ميان توجه به نرخ تورم همچون مردم و کارشناسان بايد مورد توجه مسوولين و متوليان اجراي طرح بزرگ مذکور نيز قرار گيرد. طبق پيش بيني کارشناسان اقتصادي از تاثير اجراي قانون هدفمندي يارانه‌ها و آزادسازي قيمتها بر افزايش نرخ تورم در کشور، اين کارشناسان رشد حداقل30تا 50  درصدي تورم را حاصل اجراي اين طرح مي‌دانند. با افزايش قيمت انواع سوخت و حامل‌هاي انرژي در پي آغاز اجراي اين طرح در کشور، تمام ارکان توليد، صنعت، توزيع و پخش کالا و خدمات دستخوش تغييرات قيمتي خواهند بود.

اگر چه دولتمردان براي پيشگيري از عوارض سو» آزادسازي قيمتها در جامعه در حوزه‌هاي گوناگون وارد عمل شده و برنامه ريزي‌هايي نيز صورت داده‌اند اما براساس سوابقي که از بازار ايران پيداست پيش بيني مي‌شود تورمي خارج از برآورد مسوولين بر اين بازار حکم فرما شود. تورم ناشي از افزايش هزينه حمل و نقل کالا‌ها و خدمات و همينطور رشد هزينه تمام شده به صورت يک رابطه تصاعدي بر بازار عرضه کالا و خدمات تحميل خواهد شد و البته بايد به اين افزايش نرخ‌هاي طبيعي، افزايش سود واسطه‌ها را نيز در بازار افزود.

در بازاري با مختصات خاص ايران که به دلا يل ضعف نظارتي، تنوع قيمت در يک نوع کالا يا خدمت به وفور ديده مي‌شود، با ايجاد تغييري هر چند مختصر در مبادي قيمتي، تغييرات همچون حرکت بهمن گونه به مصرف کنندگان منتقل مي‌شود و رشد قيمت چند برابري در مورد آن کالا  يا خدمت مشاهده خواهد شد.


تهران امروز

«مردم را متقاعد كنيد» عنوان سرمقاله‌ِ روزنامه تهران امروز به قلم كمال بردبار است كه در آن مي‌خوانيد:
دو اتفاق همزمان زيست محيطي (آلودگي هواي تهران و آتشسوزي جنگلها) افكار عمومي جامعه را جريحه‌دار كرده است. آزردگي افكارعمومي فقط به علت ابعاد اين دو حادثه و خسارت‌هاي هنگفت مالي و جاني ناشي از آنها نيست. آنچه سبب خراشيده شدن اذهان مردم شده است تصور ناتواني و عدم كارآمدي مسئولان در مواجهه با اين مشكلات است.

تبعات اين اتفاق حتي مي‌تواند دردناكتر از آمارتلفات مادي اين دو حادثه زيست محيطي باشد. حاصل اين اتفاق، بي‌اعتمادي يا حداقل كم‌اعتمادي مردم به توانمندي‌هاي مسئولان در حل مشكلات و بحران‌هاست.

اين دو واقعه در نگاه ديگر محكي بود براي سنجيدن ميزان انعطاف، قدرت تصميم گيري و همينطور دور‌انديشي مسئولان در مواجهه با بحران‌هاي روزمره. اينكه مسئولان چقدر تلاش كردند وتا چه حد تصميماتشان درست بوده، جاي صحبت و بحث كارشناسي دارد و مقوله ديگري است اما آنچه مسلم و ملموس است عدم متقاعد شدن افكار عمومي نسبت به اين راهكارهاست.

تهران 34 روز را در شرايط بحراني آلودگي هوا گذراند و در اين 34 روز مسئولان نتوانستند افكار عمومي را به جهت راهكارهاي ارائه شده براي حل اين معضل متقاعد كنند.

همين اتفاق براي آتش‌سوزي جنگل‌هاي گلستان هم رخ داده است. ديروز برنامه صبحگاه راديو جوان عرصه تلفن‌هاي ده‌ها شهروند گرگاني و مازندراني بود كه بر مبناي مشاهدات خود درباره از بين رفتن جنگل‌هاي آن نواحي به شدت اظهار نگراني و تاسف مي‌كردند. حتي توضيحات مسئولان نيز آنها را متقاعد نساخته كه اين حادثه در دست كنترل است.

مسئولان دولتي براي حل هردو معضل چه در تهران و چه در گلستان راهكارهاي متفاوتي را ارائه داده و به كار بستند(كه زحماتشان ماجور) اما نه آن ترفندها به نقطه مثبت ومناسبي ختم شد و نه - بدتر از آن - افكار عمومي درباره سودمندي اين راهكارها متقاعد شد.

اين عدم اقناع افكار عمومي ربطي به شيطنت‌هاي رسانه‌اي ندارد؛ يك واقعيت ملموس است كه هركدام از دولتمردان با قدم زدن در سطح شهر و حضور در محافل عمومي با آن روبه رو مي‌شوند. واقعيتي كه راه فراري نيز از آن وجود ندارد.


ابتكار

«بحراني که در امان خدا رها شد» عنوان سرمقاله روزنامه ابتكار به قلم سيد علي محقق است كه در آن مي‌خوانيد:
سرانجام پس از يک ماه کلافگي عمومي مردم پايتخت و برخي از کلانشهرها ديروز باد و کمي باران آمد و تا حدودي شهر و مديران کشور را از بلا رهانيد. طي يک ماه که گذشت از بخت بد مردم و شايد مسئولين، همه چيزدست به دست هم داد تا قضيه وارونگي هوا بر روي مردم نگون بخت شهر آوار شود و اين پديده به بحراني حتي مرگبارمبدل گردد.

دولت به عنوان مسئول و اتاق فرمان مديريت بحران‌هايي از اين دست، در اين مدت راهکارهاي متفاوتي را در پيش گرفت که تقريباهمه آن‌ها با شکست مواجه شد تا در کارايي اين اتاق فرمان، دچار شک شويم.اگر از راهکار بديه اعمال نصف ونيمه طرح زوج و فرد سراسري خودروها بگذريم در اين مدت مردم ديگر هيچ اقدام موثرديگري را براي مقابله با اين بحران شاهد نبودند و به عبارتي انگار که شهر و آلودگي هايش به امان خدا رها شده بود.

ترديد و بي تصميمي محض براي تعطيل کردن يا تعطيل نکردن پايتخت، روي آوردن به طرح‌هاي غيراجرايي و تخيلي پرماجرا مانند هواپيماهاي آبپاش، عدم استفاده بهينه از رسانه فراگيري مانند تلويزيون براي آگاه بخشي و شفاف سازي ابعاد بحران، تلاش مذبوحانه و چندگانه براي انداختن تقصيربرگردن سايرين و مهم تر از همه عدم پيش بيني وکنترل متغييرهاي اثرگذار بلند مدتي مانند افزايش کيفيت سوخت و توسعه حمل و نقل عمومي از جمله دلايلي است که همه را متقاعد کرده که در اين مدت تهران به امان خدا رها شده بود و خبري از مديريت و کنترل اين بحران به معناي واقعي کلمه نبود.

همانگونه که از واژه برمي آيد مديريت بحران تركيبي است از عقلانيت، تجربه و استفاده بهينه از زمان براي فائق آمدن بر يک وضعيت نامساعد عمدتا کوتاه مدت. معمولا صاحبنظران به تجربه بحران‌ها را بر حسب محدوديت‌ها و شرايط زماني به سه دسته فوري، در حال ظهور و پايدار تقسيم مي‌کنند. اگرچه ماهيت کلي آلودگي تهران از نوع بحران پايدار و سابقه دار و قابل پيش بيني است اما ترکيب وارونگي يک ماهه اخير هوا با متغيرهاي ديگر دست به دست هم داد تا اين پديده در دسته بحران‌هايي که ابعاد واقعي آن بطور دقيق قابل پيش بيني نيست، قرار گيرد.وظيفه و کارکرد اصلي متوليان امر مديريت بحران در گام اول اين است که کارشناسانه همه ابعاد و واکنش‌ها و متغييرهاي مساله را به درستي تشخيص داده و به نحوي دركنار يكديگر قراردهند كه عکس العمل‌هاي آتي بحران قابل پيش بيني و قابل کنترل گردد.

اگر مبناي بررسي عملکرد کميته متولي مديريت بحران آلودگي اخير تهران را تاثير تصميمات و اقدام‌هاي انجام شده بر بهبود اوضاع، بازخورد رسانه‌اي اقدامات و بازتاب تصميمات اتخاذه شده در بين مردم تلقي نماييم، واقعيت اين است که اين مجموعه در آزمون مهم توانايي در کنترل يک بحران و تامين اعتماد مردم در شرايط بحراني نمره قبولي نگرفته است.


آفرينش

«بازنشستگان تأمين اجتماعي در انتظار» عنوان سرمقاله روزنامه آفرينش به قلم مهدي اسلامي است كه در آن مي‌خوانيد:
در حالي كه طرح همسان سازي حقوق بازنشستگان كشوري و لشگري براساس قانون مديريت خدمات كشوري در حال اجرا است، اما بازنشستگان تامين اجتماعي نزديك به دوسال است كه تنها به اخبار اميدوار كننده اين طرح دل خوش كرده‌اند. در سال 87 و در سفر استاني هيات دولت به مازندران،‌ رييس جمهور محترم اين نويد را به بازنشستگان و مستمري بگيران تامين اجتماعي داد كه تفاوت سطح حقوقي آنها با بازنشستگان کشوري و لشگري برطرف شود و در پي آن بود كه در زمان نوشتن بودجه سال 88، دولت اولين قدم را با اختصاص بودجه 2500 ميليارد توماني براي يکسان سازي حقوق بازنشستگان تامين اجتماعي با بازنشستگان کشوري و لشگري برداشت و آن را به مجلس ارائه داد.

در اين تعهد قرار شد، تامين منابع اين طرح به وسيله فروش سهام برخي شرکت‌هاي دولتي انجام شود اما در پايان سال 88 تنها 900 ميليارد و 370 ميليون تومان از 2500 ميليارد تومان به صندوق تامين اجتماعي واگذار شد. اما اين پايان راه نبود چراكه دولت در بودجه سنواتي سال 89 نيز اختصاص مابقي اين پول را در افزايش بودجه سازمان تامين اجتماعي براي اجراي قانون همسان سازي حقوق بازنشستگان پيش بيني کرد اما مجلس با اين شيوه تامين اعتبار مخالفت کرد و به اين ترتيب از دولت خواست اين کسري بودجه را از طريق ديگري تامين کند.

در اين رهگذر نمايندگان مجلس نيز با تشكيل كميته‌اي در اواخر سال 88 براي تسريع در اجراي قانون همسان سازي حقوق بازنشستگان تامين اجتماعي وارد عمل شدند اما آن كميته نيز در جايي كه موضوع تحقيق و تفحص از سازمان تامين اجتماعي به ميان آمد نتوانست اقدامي موثر براي تسريع در اجراي اين قانون انجام دهد تا همچنان همسان سازي حقوق بازنشستگان تامين اجتماعي با علامت سوال مواجه باشد؟ حال نزديك به دوسال است كه بازنشستگان تامين اجتماعي با اظهارنظرهاي متفاوتي از سوي مسوولان درباره قانون همسان سازي حقوق مواجه هستند، قانوني كه به روشني تكليف را مشخص كرده و با نظم خاصي براي بازنشستگان كشوري در حال اجرا است، آيا علي رغم تاكيد رياست محترم جمهور بر اجراي قانون همسان سازي حقوق بازنشستگان تامين اجتماعي، اينقدر زمان! براي اجراي آن توجيه خاصي دارد؟


آرمان

«اعراب ومساله هسته‌اي ايران» عنوان سرمقاله روزنامه آرمان به قلم داوود هرميداس باوند است كه در آن مي‌خوانيد:
به طور کلي اعراب مايل نيستند که ايران داراي توان هسته‌اي باشد. در هر حال هر چه که بر وزن و قدرت ايران بيفزايد موجب نگراني آنها مي‌شود. اعراب با نگرش آمريکا همسو شده‌اند، کشورهاي عربي مي‌گويند؛ پرونده هسته‌اي جمهوري اسلامي ايران پيش از اينکه جنبه جهاني داشته باشد، پيامدهاي منطقه‌اي درپي خواهد داشت و بنابراين در سرنوشت آنها اثر گذار خواهد بود.

پس با اين استدلال آنها معتقدند که بايد اعراب نيز در جريان تصميم گيري در اين باره قرار گيرند. اعراب نمي‌خواهند به گفتن اينکه هر کشوري حق دستيابي به انرژي هسته‌اي را دارد، بسنده کنند، در واقع آنها قصد دارند به صورت جدي‌تري اين مساله را پيگيري کنند، چنانچه در بيانيه کشورهاي شوراي همکاري خليج فارس آمده است که 1+5 نظرات اين کشورها را به نحوي از انحا ملحوظ کند. بعيد است که 1+5 اين درخواست اعراب را بپذيرد، چرا که اگر آنها وارد مذاکره شوند، بايد ترکيه و کشورهاي ديگر نيز وارد مذاکرات شوند.

 1+5 فقط مي‌تواند اعلام کند که نظرات آنها را ملحوظ مي‌‎دارد. مساله هسته‌اي بهانه‌اي شده است که کشورهاي عربي مکنونات قلبي شان را بيان کنند، اين کشورها ايران را به عنوان يک قدرت تاثيرگذار براي جهان عرب به خصوص کشورهاي عربي منطقه هلال حاصلخيز تلقي مي‌کنند.


دنياي اقتصاد

«درس‌هاي اقتصادي آلودگي هواي تهران» عنوان سرمقاله روزنامه دنياي اقتصاد به قلم دکتر علي دادپي است كه در آن مي‌خوانيد:
گرچه آلودگي هواي تهران موضوع کهنه‌اي است، اما بحران اخير فرصت خوبي براي مرور درس‌هايي است که مي‌شود از آن گرفت؛ درس‌هايي که اگرچه تغيير نمي‌کنند، ولي در يادگيريشان عجله‌اي نداشته‌ايم.

درس اول: هيچ بحراني فقط يک علت ندارد. سواي دليلي که اين روزها براي آلودگي هواي تهران مي‌آوريم بهتر است فراموش نکنيم که هواي تهران قبلا هم آلوده بود و اين آلودگي وجود داشت به‌دليل: تعدد خودروها در شهري که از سه جهت کوه‌ها محاصره‌اش کرده‌اند، موتورهاي پرمصرف و فاقد استانداردهاي جهاني، حمل و نقل عمومي ‌محدود و کم‌ظرفيت و مصرف بي‌رويه بنزيني که يارانه قيمتش را پايين نگه داشته است. همچنين افزايش جمعيت و افزايش تعداد خودروها در شهر و نابودي فضاي سبز شهري در محله‌هاي گوناگون تهران باعث افزايش آن شده است. بحران وجود داشت و مسائل اخير تنها جدي بودن آن‌را به رخ ما کشيد.

درس دوم: فرار از حل بحران تنها تشديدش مي‌کند. طي سال‌هاي گذشته راه‌هاي بسيار زيادي براي مبارزه با آلودگي تهران پيشنهاد شد، از حذف يارانه بنزين در تهران تا خريد و نصب تجهيزات لازم براي تصفيه آن تا احداث و گسترش شبکه حمل و نقل عمومي ‌و متروي تهران. با اين حال هرگز اراده لازم براي تصويب و اجراي اين سياست‌ها وجود نداشته است. ترس از آثار تورمي‌ حذف يارانه بنزين باعث شد تا در کلانشهر کشور بنزين بهايي برابر با دورافتاده‌ترين شهرها داشته باشد.

گسترش شبکه حمل و نقل عمومي ‌شهري در مقاطعي با جديت دنبال شد؛ اما هر از گاه هم به موضوع دعوا و بحث گروه‌هاي سياسي تبديل شد و به تاخير افتاد. زماني که از دست رفت باعث اتلاف منابع و افزايش هزينه‌هاي ناشي از اين آلودگي شد و بدتر آنکه حاشيه بحران را آنقدر کم کرد که با کوچک‌ترين تغيير آب‌وهوايي تهران زنگ هشدار بحران آلودگي را به صدا درآورد.
ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر:
گزارش مجامع بیشتر
سود ۲۰۰ ریالی در جیبت سهامداران «سپ»

سود ۲۰۰ ریالی در جیبت سهامداران «سپ»

مجمع عمومی عادی سالیانه سهامداران شرکت «پرداخت الکترونیک سامان کیش» با حضور۹۰ درصد از سهامداران تشکیل شد.
سود ۷۰ تومانی برای سهامداران «واتی»

سود ۷۰ تومانی برای سهامداران «واتی»

مجمع عمومی عادی سالانه صاحبان سهام شرکت «گروه سرمایه‌گذاری آتیه دماوند» صبح روز گذشته به دلیل شیوع ویروس کرونا و طبق دستورالعمل سازمان بورس، به صورت آنلاین و با حضور مدیرعامل، هیئت مدیره و ۸۱/۲۹ سهامداران شرکت برگزار شد.
«ایران خودرو» و افزایش سرمایه ۲ هزار درصدی

«ایران خودرو» و افزایش سرمایه ۲ هزار درصدی

مجمع عمومی فوق‌العاده صاحبان سهام، به افزایش سرمایه ثبت شده ایران‌خودرو رای مثبت داد.
پربازدید
پرطرفدارترین
برای دریافت خبرنامه پول نیوز ایمیل خود را وارد نمایید: