کد خبر: ۳۰۴۱۸
۰۹ آذر ۱۳۸۹ - ۱۲:۱۷
0
مردم سالاري

«افشاگران» عنوان سرمقاله روزنامه مردم سالاري به قلم علي ودايع است كه در آن مي‌خوانيد:
زلزله‌اي در دنياي ديپلماسي آمده است و پس لرزه‌هاي آن خواب را از چشمان سياستمداران و رهبران کشورهاي مختلف به ويژه آمريکا ربوده است.

ويکي ليکس يقه آمريکا را گرفته و ماجرا را خاتمه نمي‌دهد و پس از آمريکا، عزم آن کرده سراغ کشورهاي ديگر همپيمان آمريکا هم برود. برخي ناظران عدم انتشار اسنادي جدي درباره فساد رژيم صهيونيستي را مشکوک مي‌دانند اما اقدام آسانژ نشان داد روابط بين المللي تا چه حد مسموم است و لبخند‌ها و حمايت‌هاي سران جهان تا چه حدي زهرآگين است.

اخلا ق، حلقه مفقودي است در دنياي ديپلماسي که تنش‌ها را دوچندان مي‌کند و فضاي جنگ پشت پرده را تغذيه مي‌کند.

اقدامات ويکي ليکس صرفنظر از صحت و سقم آن- که البته مطالبي که مرتبط با ايران بوده با واکنش جدي مقامات کشورمان مواجه شده و ترديد جدي در مورد آن وجود دارد- يک موضوع را به رخ رسانه‌ها کشيد و آن هم بحث روزنامه نگاري افشاگرانه است. خبر که دراصل يک خدمت اجتماعي است براي بسياري از فعالا ن عرصه رسانه متاعي است براي ترقي و پيشرفت اقتصادي.

گويي رسانه‌ها فراموش کردند وظيفه اصلي آنها اطلا ع رساني صحيح، جامع و کامل است و آنها نبايد با وجه المصالحه قرار دادن رويکرد خود به جامعه خيانت کنند. روزنامه نگاري افشاگرانه در واقع ابزاري براي آگاه و حکومت مردم برمردم است.  اواخر قرن نوزدهم درآمريکا و بريتانيا شاهد ظهور روزنامه نگاران افشاگر بوديم ودر آن زمان خبرنگاران در مواردي که در دستگاه‌هاي دولتي سو» استفاده و فسادي رخ داده بود گزارش‌هاي مفصلي تهيه و منتشر مي‌کردند.

گرچه اين نوع فعاليت رسانه‌اي با گذشت زمان و نفوذ لا بي‌هاي قدرت به رسانه‌ها در غرب  دچار تغيير شد و افشاگران خريده شدند يا از رسانه‌ها طرد شدند اما گه گاه درگوشه و کنار برخي اقدام به افشاي اطلا عات مي‌کنند که ماجراي واترگيت در اوايل دهه هفتاد و عواقب سياسي آن نمونه بارز آن است. مشکل وقتي آغاز شد که روزنامه نگاران و رسانه‌ها به عنوان يک بازوي تبليغاتي و کارتل اقتصادي مورد سو» استفاده قرار گرفتند، نه به عنوان نماينده مردم در نظارت مستقل برعملکرد ارگان ‌هاي حکومتي.

 
كيهان

«فراتر از عقلانيت» عنوان يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم حميد اميدي است كه در آن مي‌خوانيد:
رهبرمعظم انقلاب در جمع هزاران نفر از بسيجيان سراسر كشور به تبيين نقش بسيج در تفكر راهبردي انقلاب اسلامي پرداختند و با اشاره به اركان بسيج فرمودند:«اخلاص و بصيرت اين دو عنصر تعيين كننده، داراي هم افزايي متقابلند به گونه‌اي كه هر قدر بصيرت فرد بيشتر شود اخلاص او افزون تر خواهد شد و هر اندازه كسي مخلص تر باشد، خداوند نور بصيرت را در او بيشتر مي‌كند.»

حقيقت آن است كه امروز «بصيرت» گمشده خيلي هاست، حتي براي خواصي كه نامشان با انقلاب گره خورده و همه حيثيت خود را از نظام و انقلاب دارند.

در تاريخ اسلام تنها هوي و هوس‌ها مايه كاستي‌ها و انحراف‌ها نشده است. اگرچه به فرمايش حضرت علي(ع) هواپرستي بستر اصلي بوده، اما گاه انحرافات و سقوط‌ها ناشي از فقدان بصيرت است. حضرت دراين باره مي‌فرمايند: «فقد البصر اهون من فقد البصيره» اگر بصيرت باشد، حتي چشم نابيناي ظاهري هم، شرايط را به روشني مي‌بيند و با آگاه بخشي به انسان او را از ورود به تاريكي و خطرات باز مي‌دارد.

شايد براي روزهاي جنگ سخت كه دشمن بعثي با پشتيباني قدرتهاي جهاني به قصد براندازي نظام اسلامي وارد كارزار جنگ تحميلي عليه كشورمان شد، صرف عنصر «عقلانيت» براي تشخيص حق از باطل كفايت مي‌كرد. آن روز اگر كسي عناد و دشمني با اسلام و انقلاب نداشت و اگر كمي قوه «تعقل» خود را به كار مي‌انداخت به سادگي جبهه حق را شناسايي مي‌كرد و خود را در صف مجاهدان قرار مي‌داد. اما امروز و در شرايط فتنه و جنگ نرم كه مرزهاي حق و باطل در غبار فتنه گريها گم شده و تشخيص را مشكل كرده علاوه بر عقلانيت و بالاتر از آن به عنصري به نام «بصيرت» نيز نياز است تا بتوان دوست را از دشمن شناخت.

اخلاص و بصيرت لازم و ملزوم يكديگرند. نمي‌شود سوار بر اسب هوي و هوس و حب جاه و مقام تاخت و از بصيرت دم زد. شايد امروز يك نوجوان بسيجي بپرسد؛ چرا من نوجوان كه تازه به بلوغ فكري و اجتماعي رسيده ام مي‌توانم حق را بشناسم و مرزهاي دشمن را تشخيص دهم و مقابل آن بايستم، اما برخي كساني كه موي سر و روي خود را در مبارزه و انقلاب و جنگ و مسئوليت‌هاي عديده حكومتي و اجتماعي سفيد كرده‌اند، قادر به اين تشخيص نيستند و يا مي‌فهمند و كاري نمي‌كنند؟!

پاسخ به اين سوال تأمل برانگيز را از فرمايشات رهبرمعظم انقلاب در جمع بسيجيان وام مي‌گيرم؛ «در حوادث سال گذشته، فتنه گراني براي دست يافتن به قدرت، مصلحت كشور را ناديده گرفتند و به حقانيت روشن يك راه، پشت كردند، به گونه‌اي كه دشمنان درجه يك ملت از اقدامات آنان به هيجان و شوق آمدند و از آنان حمايت كردند، اما عده‌اي اين حقايق روشن را نديدند و نمي‌بينند. البته برخي هم با وجود اينكه اين حقايق را درك و فهم مي‌كنند اما به علت ظلمت دل و هواهاي نفساني حاضر نيستند به اين فهم خود ترتيب اثر دهند.» همان شيخي كه در بحبوحه مبارزات انقلابي خود، هنگامي كه عوامل سفاك ساواك وي را دوره كرده بودند تا دستگيرش كنند، جلوي همه آنها فرياد مي‌زد؛ والله العلي العظيم امروز خميني حجت خدا روي زمين براي بشر است، چند سال بعد در بحبوحه جنگ تحميلي صدايش از راديو بغداد به گوش مي‌رسيد كه؛ والله العلي العظيم خميني-العياذبالله- دين ندارد! بعضي‌ها نمي‌دانند و گمراهند و برخي مي‌فهمند و باز پاي در مسير تباه و تاريكي گذاشته و مصداق يخرجونهم من النور الي الظلمات مي‌شوند و اين نيست جز غلبه هوي و شهوت.


ابتكار

«مشايي پتانسيل جذب آراي اصلاح طلبان را دارد!»عنوان سرمقاله روزنامه ي ابتكار به قلم غلامرضا كمالي‌پناه است كه در آن مي‌خوانيد:
اين سخن در مدح يا ذم آقاي رحيم مشايي است؟ اصلاح طلبان خوبند يا بد؟ نظام دنبال جذب آراي اصلاح طلبان هست يا نه؟ اينها اهم سوالاتي است كه از اظهارنظر يكي از اصولگرايان نزديك به رئيس جمهور – از نظر خويشاوندي نه سليقه‌اي – به ذهن مي‌رسد.

واقعيت اين است كه اصلاح طلبان بخش قابل توجه از آراي مردم ايران را به خود اختصاص داده‌اند. بنابراين نمي‌توان نسبت به آنها بي اعتنا بود. نظام اسلامي كه همواره پرچمدار مردم سالاري ديني بوده و از آن به عنوان وجه تمايز برجسته خود نسبت به ساير كشورها، از جمله كشورهاي حوزه خليج فارس، مي‌باليده و افتخارش شركت درصد بالايي از مردم در انتخابات بوده است كه تازه ترين حماسه آفريني‌ها در اين زمينه به يكسال و چند ماه پيش برمي گردد.

قطعا براي حفظ آبروي خويش و ترميم خشه‌هاي وارد شده به چهره نظام، بايد راهكارها و چاره گري‌هاي مفيد و صواب و اصولي براي گرم نمودن تنور انتخابات – چه مجلس چه رياست جمهوري – دست و پا كند. چشم بستن بر اتفاقات سالهاي اخير و دم نزدن از آن ها، هيچ كمكي نمي‌كند: زخم صورت گرفته خيلي عميق است. پنجه‌هايي كه بر صورت نظام خراش انداخته، بيشتر از سوء مديريت‌ها در كنترل اوضاع بوده است. طبعا مخالفان و معترضان كار خود را مي‌كنند، اما آنچه خوراك تبليغاتي براي رسانه‌هاي سودجو فراهم آورده، ندانم كاريها بوده است كه آتش بيار معركه شده است. از سخناني كه بوي توهين از آن‌ها به مشام مي‌رسد، گرفته تا رفتارهاي غيرقانوني و آزار دهنده. در برخي بازداشتگاه ها، شرايطي را فراهم آورده كه به هتك حرمت نظام انجاميده است.

از يك طرف رسانه‌هاي غالبا خارجي – كه مخاطبان آن‌ها در پس اين حوادث زيادتر شده – روز به روز با تحليل‌ها و اخبارجهت دار خويش به ترسيم يك فضاي آكنده از نااميدي و دلزدگي سياسي مي‌پردازند و از طرف ديگر مديريت ناصواب رسانه ملي در جذب مخاطبان همچنان كم توان است. برنامه‌هاي كم مايه‌اي كه تحت عنوان مناظرات ميان سلايق گوناگون سياسي ترتيب داده شد و كم كم خودشان به ناكارآمدي آن‌ها پي بردند و فتيله را يواشكي پايين كشيدند، از سردرگمي و كم لياقتي صدا و سيما و ضعف برنامه سازي در اين زمينه حكايت دارد.به عنوان نمونه به ناكارآمدي برنامه «ديروز، امروز، فردا»، مي‌توان اشاره كرد كه طرفين مناظرات همواره از يك سليقه و در تائيد هم حرف مي‌زدند، كه صداي خود آنها را نيز درآورد. اگر چه رهبر انقلاب در تمديد حكم انتصاب آقاي ضرغامي تاكيد نمودند كه آثار مفيد عملكرد اين رسانه در پايان سال بايد مشخص باشد، - نقل به مضمون – مع هذا، كدام عملكرد شاخص اين رسانه ملي از طرف اين رسانه مشهود است؟ آيا فرمان حاكم جدي گرفته نشده يا آن كه توان از اين بيشتر نيست؟


جمهوري اسلامي

«ترور دانشمندان و مسئوليت ما»عنوان سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي است كه در آن مي‌خوانيد:
عوامل آمريكا و رژيم صهيونيستي ديروز دو استاد فيزيك دانشگاههاي تهران را ترور كردند. هر دوي اين اساتيد با يك شيوه، اما در محل‌هاي جداگانه و در حوالي ساعت 45/7 دقيقه ترور شدند. چگونگي اقدام به اين شكل بود كه تروريستها سوار بر موتور، نزديك خودروي حامل فرد مورد نظر شده و با چسباندن بمب به خودرو، از آن فاصله گرفته و سپس خودرو را منفجر كردند. دكتر مجيد شهرياري در جا، پس از انفجار خودرو به شهادت رسيد و دكترفريدون عباسي دواني نيز به همراه همسرش پس از انفجار به بيمارستان منتقل شدند.

اين حركت شوم تروريستي از چند جنبه قابل تحليل است:
1 - حادثه ديروز و تعرض به ساحت انديشه‌ورزان و عالمان عرصه دانشگاه، اولين حركت تروريستي دشمنان انقلاب نبود بلكه در دي ماه سال گذشته نيز دكتر مسعود عليمحمدي استاد فيزيك دانشگاه تهران به شيوه مشابه به شهادت رسيد. اين اقدام نفرت انگيز نشان مي‌دهد كه دشمنان انقلاب، محيط‌هاي علمي كشور را نشانه گرفته و اين بار قلب دانشگاه را هدف قرار داده‌اند.

2 - اين ترور، از لحظات اوليه وقوع به سوژه بسياري از رسانه‌هاي غربي تبديل شد و آنها تلاش خود را براين موضوع متمركز كردند كه اين اقدام توسط عناصر داخلي كه هنوز هويت آنها مشخص نشده انجام پذيرفته است. توسل بيگانگان به اين قبيل تبليغات درحالي صورت مي‌گيرد كه نه تنها براي كارشناسان بلكه براي افراد عادي نيز كاملاً مشخص شده كه اين پوشش تبليغاتي به منظور انكار نقش دستگاههاي اطلاعاتي صهيونيستي و آمريكا و پنهان كردن دست‌هاي پشت پرده اين جنايت انجام مي‌شود.

3 - سابقه طولاني آمريكا و رژيم صهيونيستي در ترور دانشمندان و ربودن انديشمندان كشورهاي مختلف پس از جنگ دوم جهاني هنوز در خاطره‌ها و در متون برخي نوشته‌هاي نه چندان محرمانه حكايت از اين امر دارد كه آنها همچنان از اين روش به عنوان شيوه‌اي براي ضربه زدن به پيشرفت علمي ديگر كشورها استفاده مي‌كنند.

4 - طراحان اين توطئه، در انتخاب افرادي كه ترور مي‌شوند، منافع ملي و حركت پرشتاب علمي ملت ايران را هدف قرار داده‌اند. افرادي كه ديروز هدف حمله تروريستي قرار گرفتند از گلهاي معطر عرصه خودباوري در عرصه علمي كشور در زمينه فيزيك نوين ودانشمندان جوان ايراني بودند. دشمنان اين انقلاب و در رأس آنها آمريكا، انگليس و رژيم صهيونيستي بخوبي مي‌دانند كه حركت پرشتاب علمي ايران در دستيابي به علوم و فناوريهاي نوين با استفاده از توان داخلي، رقم زننده آينده‌اي درخشان براي ملت ايران است و يكي از روشهائي كه آنها فكر مي‌كنند مي‌تواند به مانعي بر سر اين راه تبديل شود و به جهاد علمي دانشمندان جوان ايراني در رسيدن به افق‌هاي جديد علمي لطمه وارد كند، ترور و از سر راه برداشتن اين دانشمندان غيور است. اين عمليات تروريستي، حاصل توطئه كساني است كه دشمن خودكفايي و خودباوري و ايمان ملي دانشمندان جوان و غيرتمند ايراني بوده و جلوگيري از رشد و پيشرفت علمي ايران را هدف گرفته‌اند. چنين مشخصاتي در خصومت با ملت ايران عمدتاً در مثلث شوم آمريكا، رژيم صهيونيستي و عوامل اجير شده داخلي مشاهده مي‌شود كه به انحاء مختلف به دنبال ايجاد مانع بر سر راه توسعه علمي و هسته‌اي كشور هستند.


رسالت

«ليست تحريم يا ترور؟!» عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم محمد كاظم انبارلويي است كه در آن مي‌خوانيد:
بامداد ديروز دو استاد برجسته دانشگاه شهيد بهشتي هدف يك عمليات تروريستي كور قرار گرفتند. دكتر مجيد شهرياري و دكتر فريدون عباسي از اعضاي برجسته دانشكده مهندسي هسته‌اي دانشگاه شهيد بهشتي در دو نقطه متفاوت ولي به شكلي كاملا مشابه مورد رصد جنايت تروريست‌ها بودند. متاسفانه دكتر مجيد شهرياري به شهادت رسيد و دكتر عباسي از اين ترور جان سالم به در برد.

دكتر مسعود عليمحمدي از اساتيد برجسته دانشگاه تهران نيز در دي ماه سال گذشته با فجيع‌ترين شكل ممكن مورد هدف تروريست‌ها قرار گرفت و به شهادت رسيد.

با توجه به اينكه نام دكتر فريدون عباسي در فهرست قطعنامه 1747 شوراي امنيت آمده است اين سئوال در وهله اول به ذهن مي‌رسد ليست منتشره در قطعنامه شوراي امنيت، ليست تحريم است يا ليست ترور؟!

چندي پيش رئيس سرويس امنيت خارجي انگليس صريحا گفته بود؛ ديپلماسي براي متوقف كردن برنامه هسته‌اي ايران كافي نيست. بايد به فعاليت‌هاي جاسوسي و اطلاعاتي براي مقابله با ايران ادامه داد!

ترور ديروز دو استاد دانشگاه شهيد بهشتي ثابت كرد كه فعاليت سرويس امنيتي (ام- آي- 6) در تهران فراتر از فعاليت جاسوسي و اطلاعاتي به ترور روي آورده‌ است.

حمايت اتحاديه اروپا از منافقين و تامين مالي آنها و نيز درخواست برخي نمايندگان پارلمان اروپا از آمريكا مبني بر حذف منافقين از فهرست تروريست‌ها نشان مي‌دهد كه غرب در پي يك كشتار تروريستي در ايران است و اين كشتار فقط در حوزه دانشگاه و اساتيد برجسته آن است.


قدس
 
«ترور؛ خشونتي سازمانده شده» عنوان يادداشت روز روزنامه قدس به قلم  مجيد صفاتاج است كه در آن مي‌خوانيد:
در چند روز گذشته اقدام اخير اتحاديه اروپا براي خارج کردن گروهک منافقين از فهرست گروه‌هاي تروريستي در حالي صورت گرفت که جمهوري اسلامي ايران تقريباً در تمام طول سالهاي پس از انقلاب يکي از قربانيان جدي تروريست بوده که آخرين نمونه آن ترور دو استاد برجسته ايراني است. کاملاً پيداست که اين اقدامات با تحريک کشورهاي خاص و به وسيله عوامل فريب خورده آنان مانند گروهک منافقين و ديگر همتايان آنها صورت مي‌گيرد.

استکبار جهاني به خوبي دريافته است ايران اسلامي از طريق اقدامهاي نظامي گسترده، قابل حذف نيست. در موضوع جنگ نرم نيز آنها حداکثر قدرت خود را در فتنه سال 88 آزمايش کردند، لذا اکنون تنها راه باقيمانده انجام اقدامهاي تروريستي کور براي ايجاد نگراني در ميان مردم به قصد کوچ دانشمندان ايراني و جلوگيري از سرعت روزافزون پيشرفت علمي ايران است.

استکبار مي‌داند که ايران به پشتوانه نخبگان و انديشمندان خود، در حوزه‌هاي مختلف سرآمد بسياري از کشورهاي در حال توسعه است. اين روند، نگراني بسياري را براي دشمنان انقلاب به وجود آورده است و آنها نگران نفوذ گسترده انقلاب اسلامي در افکار جهانيان هستند. حقيقت تفکر انقلاب اسلامي به نحو چشمگيري در ميان مردم جهان و حتي دولتمردان کشورهاي مختلف در حال رشد و بالندگي است.

اگر تا چندي پيش افکار عمومي جهان از سياستهاي عدالت گرايانه جمهوري اسلامي ايران حمايت مي‌کرد، اکنون حتي دولتمردان کشورهاي مختلف نيز از اين سياستها حمايت مي‌کنند. دايره نفوذ تفکر انقلاب اسلامي تا کنار مرزهاي ايالات متحده گسترش يافته است. در 30 ساله گذشته، رژيم اشغالگر قدس که روزي سوداي سرزمين بزرگ «نيل تا فرات» را در سر مي‌پروراند، نه تنها به گوشه‌اي از اين رؤياي خام نيز دست نيافته است، بلکه بخشي از سرزمينهاي اشغال شده را هم به مردم آن بازگردانده و در سرزمينهاي اشغالي محدود شده است. عدالت خواهي، مبارزه با استکبار، استقلال و برابري، تفکر غالب کشورهاي ستمديده است.


آفرينش

«بانوان و موفقيت‌هاي گوانگجو»عنوان سرمقاله روزنامه آفرينش به قلم  مهدي شكري است كه در آن مي‌خوانيد:
پرونده ورزش ايران با حضور 284 ورزشکار مرد و 86 ورزشکار زن در 31 رشته ورزشي با کسب 20 مدال طلا، 14 مدال نقره و 25 مدال برنز در بازي‌هاي آسيايي 2010 گوانگجو بسته شد.

چهار سال پيش در جريان پانزدهمين دوره بازي‌هاي آسيايي در دوحه، کاروان ورزشي ايران با كسب 11 مدال طلا، 15 مدال نقره و 22 مدال برنز در جايگاه ششم اين رقابت‌ها ايستاد. حال پس از چهار سال كاروان ورزشي كشورمان در بازي‌هاي آسيايي 2010 گوانگجو با كسب20 مدال طلا، 14 مدال نقره و 25مدال برنز با مجموع 59 مدال عنوان چهارمي را کسب کرد. حال سوالي که مطرح مي‌شود اين است.

در طي اين چهار سال چه اتفاقي در ورزش ايران رخ داد که منجر به اين موفقيت شد ؟

در ابتدا و قبل از پاسخ به اين سوال بايد به اين نکته اشاره کرد که درورزش کشور ما به توجه به نيروي جواني جامعه، استعداد‌ها و پتانسيل بسياري وجود دارد که هرگاه از اين نيروي عظيم به درستي استفاده شود، کسب موفقيت‌ها دور از انتظار نيست.

از سوي ديگر كسب اين عنوان در بازيهاي آسيايي گوانگجو به خوبي نشان مي‌دهد كه برنامه ريزي، توجه به تمامي پتانسيل‌هاي كشور، برقراري عدالت اجتماعي در انتخاب ملي پوشان و جلوگيري از رابطه بازي‌ها در ورزش، باعث گرديده تا جايگاه ايران در اين بازي‌ها نسبت به ساليان گذشته ارتقاء يابد.

البته بايد به يک نکته مهم و اساسي نيز اشاره کرد، که رسيدن به اين موفقيت جز با مديريت صحيح به ويژه در چند عامل مهم از جمله توجه به ورزش بانوان، استعداديابي در ساير استانها و شهرستانها، استفاده از امكانات و تجهيزات استاندارد و استفاده از تجربه كارشناسان و مديران موفق دست يافتني نخواهد بود.


جهان صنعت

«اندر حکايت آمار‌ بيکاري‌»عنوان سرمقاله روزنامه جهان صنعت به قلم مهرداد ميهن‌دوست‌ است كه در آن مي‌خوانيد:
آماري که به صلاح نباشد منتشر نمي‌شود، اين مضمون سخنان مسوولاني است که متولي اعلام آمار در مورد شاخص‌هاي مهم اقتصادي کشور هستند. حتي همين چندي پيش بود که احمدي‌نژاد توصيه کرد آماري که احساس بدبختي بدهد، منتشر نشود.

اگرچه اولين بار نيست که دولت احمدي‌نژاد از ارايه آمار مربوط به شاخص‌هاي مهم اقتصاد کشور خود‌داري مي‌کند اما با توجه به آخرين مواضع وي پيرامون منتشر نشدن آمار نرخ بيکاري در تابستان سال‌جاري با گذشت بيش از دو ماه از پاييز مي‌تواند سوال‌برانگيز باشد.آيا آمار بيکاري هم به سرنوشت نرخ رشد اقتصادي دچار مي‌شود و دولت بنا دارد فعلا از ارايه اين آمارها به افکار عمومي خودداري کند؟

و سوال مهم‌تر اينکه آيا مي‌توان اين‌گونه برداشت کرد که منتشر نشدن آمار نرخ بيکاري در تابستان دليلي ندارد جز اينکه انتشارش ممکن است احساس ناخوشايندي  به مردم بدهد؟   
ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر:
گزارش مجامع بیشتر
سود ۲۰۰ ریالی در جیبت سهامداران «سپ»

سود ۲۰۰ ریالی در جیبت سهامداران «سپ»

مجمع عمومی عادی سالیانه سهامداران شرکت «پرداخت الکترونیک سامان کیش» با حضور۹۰ درصد از سهامداران تشکیل شد.
سود ۷۰ تومانی برای سهامداران «واتی»

سود ۷۰ تومانی برای سهامداران «واتی»

مجمع عمومی عادی سالانه صاحبان سهام شرکت «گروه سرمایه‌گذاری آتیه دماوند» صبح روز گذشته به دلیل شیوع ویروس کرونا و طبق دستورالعمل سازمان بورس، به صورت آنلاین و با حضور مدیرعامل، هیئت مدیره و ۸۱/۲۹ سهامداران شرکت برگزار شد.
«ایران خودرو» و افزایش سرمایه ۲ هزار درصدی

«ایران خودرو» و افزایش سرمایه ۲ هزار درصدی

مجمع عمومی فوق‌العاده صاحبان سهام، به افزایش سرمایه ثبت شده ایران‌خودرو رای مثبت داد.
پربازدید
پرطرفدارترین
برای دریافت خبرنامه پول نیوز ایمیل خود را وارد نمایید: