کد خبر: ۱۷۵۱۰
۲۴ اسفند ۱۳۸۸ - ۱۳:۰۵
0
لحني مهربان، نگاهي دوست‌داشتني، خنده‌هايي كه از چهره‌اش محو نمي‌شود با آن لهجه شيرين خراساني و يك دنيا تواضع را كه جمع ‌كني، مي‌شود پدر مشاوره ايران.


نشستن رو به روي دكتر عبدالله شفيع‌آبادي و حرف زدن از دنياي روان‌شناسي با او كه براي علم مشاوره ايران پدري كرده است، كار آساني نيست؛ هرچند فروتني او كمي آدم را جسور مي‌كند.

روزنامه جام‌جم داخل كيفش را كه نشانم مي‌دهد و مي‌گويد از خواننده‌هاي هر روز روزنامه ماست، با او خودماني‌تر مي‌شوم و احساسش را از اين كه پدر مشاوره ايران است مي‌پرسم، اما او سرش را زير مي‌اندازد و مهربانانه مي‌گويد اين لطف دوستان و همكاران به اوست.

او وقتي از سوابق تحصيلي‌اش و اين‌كه اولين فرد دارنده مدرك دكتري مشاوره در ايران است حرف مي‌زند نيز همان لحن متواضعش را حفظ مي‌كند، اما وقتي از مشكلات رواني مردم مي‌گويد و اين‌كه فقر و بيكاري نمي‌گذارد آدم‌ها آن چيزي كه مي‌خواهند بشوند، تن صدايش عوض مي‌شود و به طور قاطع اعلام مي‌كند تا ما ياد نگيريم كه آدم‌ها را در جاي متناسب با توانايي‌هايشان قرار دهيم، به توسعه نمي‌رسيم.

به محض شنيدن واژه مشاوره اولين چيزي كه به ذهن مي‌رسد كيفيت مشاوره است. به نظر شما آيا كيفيت مشاوره‌هايي كه در كشور ارائه مي‌شود مطلوب است؟

پيش از پاسخ به اين پرسش بايد از واژه راهنمايي در كنار مشاوره ياد كرد. راهنمايي يعني دادن اطلاعات به فرد براي افزايش آگاهي و دانش تا در آينده دچار مشكلات نشود و تصميم معقول و مناسبي بگيرد. در واقع واژه راهنمايي عام، همگاني، ساده و كم هزينه است و زمانبر هم نيست. مثلا مي‌گوييم بهداشت را رعايت كنيد تا بيمار نشويد. اين يك راهنمايي است. در واقع بسياري از مطالبي كه در جامعه ما مطرح مي‌شود به راهنمايي، اطلاع‌دهندگي و پيشگيري از مسائل و مشكلات برمي‌گردد.

اين راهنمايي مي‌تواند در حيطه‌هاي مختلف شكل بگيرد. يعني اگر ما به افراد اطلاعاتي در حيطه اشتغال بدهيم مي‌شود راهنمايي شغلي، اگر اطلاعاتي در حيطه زناشويي و ازدواج بدهيم مي‌شود راهنمايي ازدواج و زناشويي و اگر اطلاعاتي در زمينه مسائل تحصيلي بدهيم مي‌شود راهنمايي تحصيلي.

حالا علي‌رغم اين كه ما اطلاعاتي به افراد مي‌دهيم، ممكن است عده‌اي از آنها با مسائل و مشكلات روبه‌رو شوند. در اينجاست كه بايد به اين افراد كه با وجود به كارگيري راهنمايي‌ها باز با مشكل روبه‌رو شده‌اند، مشاوره دهيم. به‌عبارت ديگر راهنمايي و مشاوره گرچه در امتداد هم هستند، اما هيچ‌گاه 2 چيزي كه در امتداد هم‌ هستند يكي نيستند. پس ما تلاش مي‌كنيم دست به راهنمايي افراد بزنيم تا آنها به مشاوره نياز پيدا نكنند. در اين ميان مشاور كسي است كه مي‌داند چگونه به انسان‌ها كمك كند تا آنها بتوانند مشكل‌شان را حل كنند. اما در مورد كيفيت مشاوره، مشاوران ما باتوجه به سطوح و نوع آموزش‌هايي كه ديده‌اند و با توجه به نوع شخصيت و ميزان يادگيري‌شان با هم متفاوتند. ما اعتقاد داريم همه مي‌توانند همه كاري انجام دهند، ولي همه نمي‌توانند آن كار را درست به سرانجام برسانند پس رغبت‌ها، توانايي‌ها و تيپ شخصيتي افراد با هم فرق دارد. مثلا قضاوت، يك تيپ شخصيتي متهورانه مي‌خواهد پس آدم‌هاي ترسو هيچ وقت نمي‌توانند قاضي بشوند يا كسي كه مي‌خواهد معلم شود بايد قدرت گويايي، استدلال و درك انسان‌ها را داشته باشد وگرنه نمي‌تواند معلم باشد.

حالا اگر ما افراد نامناسب را در اين كارها قرار دهيم اگرچه مي‌توانند آن كار را انجام دهند، ولي به طور حتم كارشان بي‌كيفيت خواهد بود.

اما متاسفانه در جامعه ما هنوز به اين قضايا توجه نمي‌شود، در حالي كه اساس‌ ترقي در دنيا بر قرار دادن آدم‌ها در جاي درست استوار است. پس وقتي مي‌گوييم كه آيا مشاوران در جامعه ما به خوبي عمل مي‌كنند يا نه، ميزان مفيد بودن و كارايي‌شان به اين بستگي دارد كه ما در گزينش آنها چقدر دقت كرده‌ايم و چه ميزان به تيپ شخصيتي آنها بها داده‌ايم. عامل بعد در كيفيت مشاوره‌ها، به آموزش مشاوران برمي‌گردد، يعني بايد توجه داشت كه آيا اين مشاوران آموزش‌هاي لازم را ديده‌اند و مي‌دانند در مقابل يك مشكل بايد چه روشي را به كار ببرند؟

يكي ديگر از عواملي كه باعث بالا رفتن كيفيت مشاوره مي‌شود، امكاناتي است كه در اختيار مشاوران قرار مي‌گيرد؛ مثلا فضاي مناسب، در اختيار داشتن آزمون‌ها، اتاق‌هاي مشاوره و ... مساله ديگر به فرهنگ جامعه يعني نگاه مردم به مشاوره برمي‌گردد. اگر درمانجو معتقد باشد كه مشكلات رواني اصلا درمان نمي‌شود يا باور داشته باشد كه مشاوران نمي‌توانند مشكلات آنها را حل كنند، اين نگرش‌هاي منفي روي درمان اثر مي‌گذارد.

شما بحث دقت در گزينش مشاوران را مطرح كرديد. الان سازمان نظام روان‌شناسي چقدر در گزينش‌ها دقت مي‌كند؟

سازمان نظام روان‌شناسي براي اين‌كه به مشاوران و روان‌شناسان مجوز بدهد حداقل‌هايي را تعيين كرده كه هركس بتواند آنها را احراز كند مجوز مي‌گيرد.

ما در اين سازمان سوابق كاري و تحصيلي متقاضيان را بررسي مي‌كنيم و برمبناي آن تصميم مي‌گيريم. حالا اين كه باوجود اين دقت‌نظرها كارآمدي مشاوران چقدر است، گذشت زمان نشان داده كه آنها روي ريل افتاده‌اند و كساني كه صلاحيت نداشته‌اند كم‌كم در حال خارج شدن از دور هستند. البته داشتن مجوز به معني تاييد صددرصدي افراد نيست، چون بالاخره ما هم نمي‌توانيم يك فرد را از هر نظر تاييد كنيم.

به نظر من شما بايد بحث تيپ‌شناسي را در مورد مشاوران جدي‌تر بگيريد، چون بعضي از مشاوران خودشان در برخورد با مراجعانشان مشكل دارند؟

دقيقا. ما تا آنجا كه بتوانيم دقت‌ نظرها را انجام مي‌دهيم. به اين صورت كه ابتدا از آنها امتحان بورد مي‌گيريم و قبول‌شده‌ها را براي مصاحبه حضوري دعوت مي‌كنيم و در طول دقايق مصاحبه به زوايايي از شخصيت آنها پي مي‌بريم؛ در حالي كه ما به بحث باورهاي اخلاقي و ايماني آنها نيز توجه زيادي داريم. ما باور داريم وقتي فردي به مشاوري مراجعه مي‌كند و در اتاق دربسته با او تنها مي‌ماند، چيزي كه باعث مي‌شود مشاور وجدان كاري‌اش را حفظ كند، از وقت كم نگذارد، او را از خانواده دور نكند و به سمت خودش نكشاند و مسائل ضد اخلاقي انجام ندهد، اخلاق و ايمان است. پس لازم است ما يك تعهد اخلاقي هم از افراد داشته باشيم. البته من نمي‌گويم كه يك مشاور بايد فردي دوآتشه باشد، اما نبايد از باورهاي مذهبي تهي باشد، چون در اين صورت آفت‌زا خواهد بود.

اما ايمان و اخلاق دو خصيصه‌اي است كه قابل اندازه‌گيري نيستند يعني افراد مي‌توانند به راحتي ظاهرفريبي كنند.

بله، كاملا درست است يعني افراد مي‌توانند ما را فريب دهند ولي جستجوي اين مطلب هم راه دارد. مثلا پرس و جو از اطرافيان، طولاني كردن مدت زمان گزينش، پرسش از زمان تحصيل او و ... پس هرچقدر ما طول زمان مطالعه درباره فرد را بيشتر كنيم شناسايي او بهتر انجام مي‌شود.

ما البته معتقديم كه بايد بينابين را بگيريم ولي كاري نكنيم كه خداي نكرده مراجعان با يك مشكل وارد شوند و با 10‌‌مشكل خارج شوند.

شما به بحث گزينش، آموزش و امكانات مشاوران اشاره كرديد، اما نگفتيد كيفيت مشاوره‌ها در كشور چطور است؟

به نظر من كيفيت مشاوره‌هاي ما نسبت به سال‌هاي قبل با توجه به بررسي‌هاي انجام‌شده مطلوب‌تر شده است. الان مردم خوب استقبال مي‌كنند و وقتي مردم از يك كالا يا خدمات استقبال مي‌كنند نشان مي‌دهد آن كالا و خدمات ارزشمند است. در حال حاضر كلينيك‌هايي كه از طريق سازمان نظام روان‌شناسي مجوز مي‌گيرند همه اظهار رضايت مي‌كنند و از تعدد مراجعات راضي‌اند، يعني مردم آگاهي‌شان بالا رفته و باور پيدا كرده‌اند كه علاوه بر بيماري‌هاي جسمي مشكل ديگري هم به عنوان مشكل رواني وجود دارد كه بايد به آن هم توجه كنند و بي‌تفاوت از كنارش نگذرند.

البته اين بدان معني نيست كه كيفيت مشاوره نبايد از اين حد بالاتر برود، چون مشاوره‌ها هنوز جاي رشد دارند و آينده روشني را براي آن مي‌توان تصور كرد.

مشاوران ما تا چه حد از روش‌هاي روز دنيا در مشاوره‌هايشان استفاده مي‌كنند، يعني مشاوره‌هايي كه ارائه مي‌شوند چقدر به‌روزند؟

در كارهاي علمي و كلينيكي هميشه كارگاه‌هاي آموزشي و به روز كردن دانش و معلومات وجود دارد. متاسفانه بخشي از مشاوران ما از همان دانش قديم استفاده مي‌كنند و فكر مي‌كنند با همان روش‌ها مي‌توانند كارهايشان را انجام بدهند؛ ولي در اين ميان بايد حساب مشاوران كهنسال و مشاوران جوان را از هم جدا كرد، چون مشاوران جوان به دنبال كارگاه‌هاي آموزشي و روش‌هاي جديد مشاوره هستند.

اتفاقي هم كه در سال‌هاي اخير افتاده و جاي ستايش دارد اين‌كه مجلات علمي هرچند كه ممكن است مطالب غلط هم در آنها باشد بسيار زياد شده است، انجمن‌هاي زيادي شروع به كار كرده‌اند و دولت از آنها حمايت مي‌كند، سمينارها و كارگاه‌هاي مختلفي برگزار مي‌شود و ... اما در مجموع بخشي از قشر كهن ما در به روز كردن سوادشان قصور دارند. شايد هم به خاطر كهولت سن باشد، ولي در قشر جوان به جز عده‌اي كه به دنبال پول و كاسبي و روش‌هاي من‌درآوردي هستند، بقيه به دنبال دانش افزايي و منابع جديد مي‌روند.

بسياري از افراد وقتي با مشكل رواني روبه‌رو مي‌شوند نمي‌دانند دقيقا به چه كسي بايد مراجعه كنند، يعني تشخيص حيطه كار روان‌پزشكي، روان‌شناسي، روانكاوي و روان درمانگري براي آنها كاملا مشخص نيست. در مورد اين حوزه‌ها توضيح بدهيد.

ما يك بحث كلي به عنوان جسم درماني در مقابل روان درماني داريم. جسم درماني وقتي است كه ما دچار مشكل و دردهاي جسماني شده باشيم، اما مواقعي ما مشكل جسمي نداريم، ولي مشكل رواني داريم، مثلا پرخاش مي‌كنيم، كابوس مي‌بينيم، توهم داريم، افسرده مي‌شويم و...

ما در اينجا نياز به روان درماني داريم و كسي كه اين درمان را انجام مي‌دهد روان درمانگر است. حالا روان درمانگري با ديدگاه‌هاي مختلفي انجام مي‌شود كه يكي از آنها روانپزشكي است، يعني درمان بيماري‌هاي رواني توسط يك پزشك كه از بيماري‌هاي رواني آگاهي دارد و مي‌تواند با تجويز دارو، علائم جسماني را بهبود بدهد كه اي كاش روانپزشكان ما در كنار تجويز دارو كار روان شناسي هم روي بيماران انجام مي‌دادند. ما در روان درماني مكاتب مختلف داريم، يعني با ديدگاه‌هاي مختلف مي‌توانيم بيماري‌هاي مختلف را درمان كنيم.

يك شاخه از اين درمان‌ها ديدگاه‌هاي فرويدين‌ها يا روانكاوي است. اينها به ناخودآگاه، هيپنوتيزم، تداعي آزاد و‌?... معتقدند. عده‌اي ممكن است با ديدگاه آلبرت اليس و بك عمل كنند و ديدگاه شناختي داشته باشند كه اينها مي‌گويند هرچه هست و نيست در مغز انسان است و اگر فكرت را عوض كنيم زندگي‌ات عوض مي‌شود. در مقابل عده‌اي هم مثل اسكينر به دنبال تغيير رفتار هستند. حالا اين كه يك روان درمانگر از چه روشي براي بيمارش استفاده كند برمي‌گردد به اين كه روان درمانگر چقدر در اين روش‌ها مهارت داشته باشد.

عمده‌ترين مشكلات رواني مردم ما چيست و علتش را در چه مي‌دانيد؟

مردم ما در مجموع خوب، خونگرم، با محبت، مهمان‌نواز و ... هستند، اما عوامل متعددي هست كه اين آدم‌ها را بد خلق مي‌كند. آدم پاك است، آدم مي‌خواهد بهترين باشد، اما ممكن است نشود نه اين كه نخواهد يعني واقعا نمي‌شود. حالا ما دنبال اين نمي‌شودها هستيم، چون اين نمي‌شودهاست كه آدم‌ها را بد مي‌كند و ماهيت پاك و متفكر آنها را به ناپاكي، دزدي، فساد، فحشا و موادمخدر مي‌كشاند. يكي از عوامل مهم، موضوع اقتصادي است كه در بيكاري خلاصه مي‌شود، يعني تا زماني كه در جامعه بيكاري وجود دارد فساد هم ريشه‌كن نخواهد شد. همين بيكاري باعث از‌?هم پاشيده‌شدن خانواده‌ها و گرفتار شدن جوان‌ها مي‌شود، اما نبود سرگرمي هم يكي از عوامل اجتماعي است. وقتي شما با 5 ساعت كار زندگي‌ات را تامين مي‌كني بقيه 24 ساعت مال خودت مي‌شود و مي‌تواني لذت با هم بودن و با خانواده بودن را بچشي. اين با هم بودن‌ها باعث مي‌شود بسياري از افسردگي‌ها، اضطراب‌ها، اعتيادها و فسادها از ميان برود.

پس اگر ما مي‌خواهيم مشكلات رواني مردم را حل كنيم بايد ابتدا موانع اقتصادي، اجتماعي، سياسي و فرهنگي را برطرف كنيم.

منبع: جام جم
ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر:
گزارش مجامع بیشتر
حرکت سریع «مبین‌وان» به سوی آینده/ برنامه ریزی برای سودآوری بیشتر

حرکت سریع «مبین‌وان» به سوی آینده/ برنامه ریزی برای سودآوری بیشتر

در مجمع سالیانه شرکت مبین وان کیش سود 100 ریالی تقسیم شد.
سود ۲۰۰ ریالی در جیبت سهامداران «سپ»

سود ۲۰۰ ریالی در جیبت سهامداران «سپ»

مجمع عمومی عادی سالیانه سهامداران شرکت «پرداخت الکترونیک سامان کیش» با حضور۹۰ درصد از سهامداران تشکیل شد.
سود ۷۰ تومانی برای سهامداران «واتی»

سود ۷۰ تومانی برای سهامداران «واتی»

مجمع عمومی عادی سالانه صاحبان سهام شرکت «گروه سرمایه‌گذاری آتیه دماوند» صبح روز گذشته به دلیل شیوع ویروس کرونا و طبق دستورالعمل سازمان بورس، به صورت آنلاین و با حضور مدیرعامل، هیئت مدیره و ۸۱/۲۹ سهامداران شرکت برگزار شد.
پربازدید
پرطرفدارترین
نظرسنجی
عملکرد دولت در مواجهه با کرونا را چگونه ارزیابی می کنید؟
افتضاح
تا حدودی مطلوب و موفق
موفق و خوب
مشاهده نظرات
برای دریافت خبرنامه پول نیوز ایمیل خود را وارد نمایید: