کد خبر: ۱۶۳۷۸
۱۰ اسفند ۱۳۸۸ - ۰۸:۲۲
0

محمد ايماني در کیهان نوشت:

شكار در آسمان، مختصات و محدوديت هاي خود را دارد. چنين شكاري دشوار است و اغلب ممكن است تيربه خطا برود اما حتي اگربه هدف هم اصابت كند معمولا او را از پاي در مي آورد. شكار در آسمان به گونه اي كه صيد بي هيچ خراشي به زير كشيده شود، شاه شكار است، مثل اينكه كوسه اي را زنده صيد كنند و به ساحل بكشند. شكار اطلاعاتي و امنيتي جمهوري اسلامي ايران در بامداد سه شنبه گذشته از اين جنس است. شكار زنده در آسمان.

بامداد سه شنبه گذشته وقتي عقاب هاي ايراني، هواپيماي گريزان و نافرمان مسير دبي- بيشكك را در بندرعباس بر زمين نشاندند، بمب خبري در دنيا تركيد. «ايران بن لادن ثاني را زنده و كتف بسته دستگير كرد». سركرده تروريست ها به خودي خود اهميتي نداشت. آنچه به ماجرا ابعاد جهاني مي بخشيد، اين بود كه سرويس هاي اطلاعاتي- دست كم- 6 كشور شامل آمريكا، انگليس، اسرائيل، عربستان، پاكستان و امارات، اين گروهك تروريستي و سركرده آن را از چند سال پيش تر و خشك مي كردند و ضمن حفاظت و مراقبت از او، به تجهيز مالي و نظامي و اطلاعاتي گروهك ريگي پرداخته بودند. آخرين اخبار منتشره قبل از شوك روز سه شنبه حاكي از آن بود كه پنتاگون و سيا از گروهك تروريستي منافقين خواسته اند به گروهك ريگي بپيوندد تا سرويس هاي اطلاعاتي سيا، ام آي6 و موساد بتوانند شبكه ترور عليه ايران را با مشاركت ضلع سوم تروريست ها- باند تندرو انجمن پادشاهي- تجديد سازمان كنند. ضلع چهارم و پنجم (پژاك و سلفي ها) نقش مكمل خود را در غرب ايران حفظ مي كردند.

درباره اتفاق اخير ملاحظاتي را بايد مد نظر داشت:

1- دو سال اخير به ويژه سال 1388، روزگار باز توليد ترور و خشونت و تشديد جنگ اطلاعاتي عليه جمهوري اسلامي ايران بود. سرويس هاي اطلاعاتي سه گانه (سيا، موساد و اينتليجنس سرويس) با همكاري وزارتخانه هاي دفاع و خارجه مثلث استكبار، در 2 سال اخير جنگي همه جانبه را عليه امنيت و اقتدار و ثبات جمهوري اسلامي تعريف كردند. برآيند اين پروژه كه از چند محور اجرا شد، لق كردن بنيان هاي امنيت و ثبات در ايران بود. اگر آشوب و اغتشاش ركني از اركان اين پروژه به شمار مي رفت، ترور و خشونت مكمل آن بود. اين مكمل، به رخ كشيدن ناتواني اطلاعاتي و امنيتي ايران را در نظر داشت. بنابراين به موازات تدارك براي آشوب و اغتشاش خياباني و اختلاف افكني در عمق حاكميت، دور تازه جنايت هاي سازمان يافته كليد خورد.

 اين جنايت ها از مرزهاي سيستان و بلوچستان و كردستان و آذربايجان غربي آغاز شد و تا عمق شهرها و نهايتاً پايتخت گسترش يافت. بمبگذاري در مسجد علي ابن ابيطالب(ع) زاهدان، جنايت هاي تاسوكي و دارزين، بمب گذاري در حسينيه سيدالشهداي شيراز، كشتار سران قبايل بلوچ و شماري از فرماندهان خدوم سپاه در منطقه سرباز، ترور علماي اهل سنت در سنندج و... سرانجام، امتداد ترورها به پايتخت و به شهادت رساندن دكتر مسعود علي محمدي استاد دانشگاه تهران در كنار برخي ترورهاي ديگر نظير ترور خانم آقاسلطان و سيدعلي حبيبي موسوي. در اغلب اين ترورها به وضوح هدايت ام آي6 انگليس و موساد اسرائيل در كنار سازمان «سيا» مشاهده مي شد.

غافلگيري سركرده يكي از اصلي ترين گروهك هاي دخيل در پروژه جنايت و ترور و شكار رعدآساي وي در آسمان، مانند يك سيلي پرقدرت، برق از چشم سرويس هاي اطلاعاتي پدرخوانده پراند. اين شكار از آن رو اهميت پيدا مي كند كه ريگي از جزئيات و مختصات شبكه 6 ضلعي جاسوسي عليه ايران مطلع است، باراندازها و پايگاه ها و اتاق هاي امن اطلاعاتي را مي شناسد، از ساز و كار ارتباط سرويس هاي پدرخوانده با شبكه مزدوران باخبر است و ابعاد مهمي از نقشه جنگ اطلاعاتي و امنيتي عليه ايران را لو مي دهد.

 او طي سال هاي اخير از سوي برخي رسانه هاي عربي- عبري، آمريكايي- انگليسي و ضدانقلاب (نظير روزآن لاين) مدام تر و خشك شده و در اين زمينه نيز مي تواند اطلاعات با ارزشي را رو كند.اين دومين ضربه اطلاعاتي به دشمن پس از حوادث ماه هاي اخير است.

2- ضرب شست اطلاعاتي ايران به رقباي استكباري و منطقه اي خود، كاملا تميز، نرم و بي عيب و نقص يا به عبارتي ضرب شست«20»بود، يك جراحي بزرگ بدون كوچك ترين جراحت و خونريزي. يك كار كاملا متشخص و با ديسيپلين و منطبق بر حقوق بين المللي. رسانه هاي بسياري در غرب شكار سرويس اطلاعاتي ايران را با جنگ آمريكا و انگليس عليه تروريسم در افغانستان و عراق مقايسه كردند و زبان به تحسين گشودند.

 اين رسانه ها، بن لادن را به رخ كشيدند كه پس از 9سال همچنان آمريكا و ناتو را در افغانستان به چالش كشيده است. اشغالگران تلفات سنگيني را بر ملت افغانستان تحميل كرده و خود نيز هزينه هاي گزافي را متحمل شده اند اما ثمره 8سال ياغي گري و قانون شكني و جنايت در افغانستان، تشديد تروريسم و صدور آن به پاكستان و هند بوده است همچنان كه آتش جنايت در عراق زبانه مي كشد. اكنون اين تعبير به تدريج در محاورات رسانه اي جهاني تبديل به يك ضرب المثل مي شود كه آمريكا و ناتو دستگيري بن لادن را به سرويس امنيتي ايران بسپارند يا لااقل از ايران ياد بگيرند.

همچنين رسانه ها اقدام اخير سرويس اطلاعاتي ايران را با جنايت تازه موساد در دوبي و به شهادت رساندن محمود عبدالرئوف المبحوح يكي از فرماندهان جنبش حماس مقايسه كردند. اگرچه اين قياس تا حدود زيادي مع الفارق است و شهيد المبحوح فرمانده يك جنبش مردمي براي مبارزه با اشغالگران صهيونيست بود، اما نشان مي دهد كه موساد در اين اقدام، اولا حقوق بين المللي را زيرپا گذاشت ثانيا به يك جنايت كاملا ساده در محل هتل اقامت شهيد المبحوح متوسل شد ثالثا در اين جنايت از كمك برخي سرويس هاي اطلاعاتي اروپايي- و احتمالا منطقه اي- استفاده كرد و رابعا حركت اخير به يك رسوايي و شرمندگي بزرگ براي رژيم تروريست صهيونيستي تبديل شد.

اما در مقابل جمهوري اسلامي 1-با اقتدار و افتخار تمام 2-بدون هيچ پنهانكاري و شرمندگي 3-بي هيچ جنايتي 4-به تنهايي و بدون كمك گرفتن از ديگران 5-با رعايت و احترام به موازين حقوق بين الملل 6- و به صورت زنده سركرده تروريست هاي وابسته به موساد و سيا و ام آي6 را بازداشت كرد.

3- احترام ايران به حقوق بين الملل به مفهوم ناديده گرفتن حقوق و امنيت خود نيست. «دفاع مشروع» نيز از لوازم همين حقوق بين الملل است و اگر هر رژيمي چه در منطقه و چه در جهان به قلمرو حقوق و منافع و امنيت ايران دست درازي كند، نبايد از مقابله به مثل ايران آسوده خاطر بماند.

وقتي به آمريكا و اسرائيل گفته مي شد اگر دست از پا خطا كنيد، عمق تل آويو در آتش قهر ايران خواهد سوخت يا ناوهاي جنگي آمريكا به قعر خليج فارس كشيده خواهد شد و پايگاه هاي نظامي و نيروهاي آمريكا در منطقه هيچ امنيتي نخواهد داشت، خيلي ها اين هشدار را جدي مي گرفتند اما كساني هم از سياستمداران و ژنرال هاي جبهه استكبار پيدا مي شدند كه خيال كنند ايران بلوف مي زند.

 اما برخي رويدادهاي ساليان اخير و ضرب شصت هاي متواتري كه ايران نشان داده- و از جمله ضربه اخير- از عزم مصمم جمهوري اسلامي در اين زمينه حكايت مي كند. بازداشت مقتدرانه ملوان هاي نظامي انگليس در اروندرود و كندن لباس هاي رزم آنان و بدرقه كردنشان با كت و شلوار، همان پيامي را با خود دارد كه بازداشت 3جاسوس آمريكايي در داخل مرز كردستان يا اجازه ندادن به جنگنده هاي ناتو براي عبور از آسمان ايران به سمت افغانستان.

آن ايران قاجاري بود كه در سال 1856 ميلادي (154سال پيش) با هجوم چند كشتي جنگي انگليس به خرمشهر و بوشهر، معاهده پاريس را امضا و هرات را به انگليسي ها (كمپاني هند شرقي) بخشيد. بعد از 150 سال باز هم شبه قاره و افغانستان طوفاني است اما نه به نفع ابرقدرت ها، كه اگر چنين بود ريچارد هالبروك فرستاده ويژه اوباما به پاكستان و افغانستان مجبور نمي شد در بيشكك يا ماناس قرقيزستان، تروريست دون پايه اي مثل ريگي را با ناكامي به انتظار بنشيند.روزگار پهلوي هم سپري شد كه بحرين را دو دستي تقديم آمريكا و انگليس كرد و آن عبارت سخيفي كه هويدا گفت (دختر خودمان بود، شوهر داديم رفت. به كسي ربطي ندارد!). ايران جديد، همان ايران مقتدري است كه فرماندهان سلحشورش چند سال پيش از فرمانده خويش شنيدند اگر ناوهاي آمريكايي دست از پا خطا كردند و متعرض شدند، بلافاصله آنها را مي زنيد و البته اگر غنيمت بگيريد و به ساحل بياوريد، بهتر است.

جمهوري اسلامي ايران هر تعدي و تعرضي را تلافي مي كند اما نه لزوما محدود. اين تلافي همه جانبه، پيشي ناپذير و نامتقارن خواهد بود و ممكن است هر جايي اتفاق بيفتد. ايران در هر زميني كه خود بخواهد مي جنگد نه در زميني كه دشمن تعريف مي كند. رئيس كودك كش رژيم صهيونيستي با همه رجزخواني زيردستي هايش، قدرت ايران را خوب مي شناسد كه مي گويد «زمزمه حمله به ايران ابلهانه است، ايران مي تواند جهنم برپا كند».

ايران هنوز به شيوه هاي ايجاد ناامني و بي ثباتي عليه رژيم هاي استكباري دست نيازيده است و اين از خويشتنداري و بزرگواري است نه از ناتواني. اما اين خويشتنداري هميشگي نيست و مي تواند نقطه پايان داشته باشد. سران رژيم هاي استكباري بايد بفهمند- و البته عنداللزوم بايد تفهيم كرد- كه بي ثبات سازي و ايجاد ناامني، يك بازي سرگرم كننده- و به تعبير هاآرتص درباره جنايت اخير موساد در دوبي، «جيمز باندبازي»- يا يك بازي گلادياتوري نيست كه مستكبران در حاشيه امنيت بنشينند و خاورميانه را ميدان جنگ هاي وحشيانه كنند و خود از تماشاي اين بازي مهيج لذت ببرند بلكه ممكن است ناگهان پاي آنها هم وسط اين بازي مرگ و زندگي كشيده شود. امنيت براي همه و ناامني براي همه.

4- طيف هايي از رسانه هاي استكباري و شاخه هاي گروهكي آنها براي كوچك جلوه دادن قدرت نمايي و ضرب شست اخير ايران مدعي شده اند پاكستان ريگي را دستگير كرده و تحويل داده يا آمريكا معامله كرده و ريگي را به ايران فروخته است. البته سران فتنه هم برخلاف شادماني عمومي ملت ايران، در بهت و سكوتي سنگين فرو رفته اند. شركت هواپيمايي قرقيزستان در اين ميان اذعان كرد كه ايران هواپيماي قرقيزي را نشانده و ريگي و همراه وي را در بندرعباس دستگير كرده است. مي ماند لاف معامله و امتياز دادن آمريكا به ايران. يك جمله كوتاه و اين همه دروغ؟!

امتياز براي چه، مگر به حريفي كه مي خواهند او را ضعيف و ناتوان و آشفته كنند يا ناتوان نشان دهند در اوج تنش و درگيري امتياز مي دهند؟!

 آن شبكه اطلاعاتي بزرگي كه سال ها براي آن هزينه شده و لو رفته چه مي شود؟ معامله بر سر چه؟ آمريكا چه چيزي از ايران گرفت، جز رسوايي و ضعيف قلمداد شدن؟ مي گويند ريگي را دادند تا 3جاسوس دستگير شده در كردستان آزاد شوند. چند روز يا چند هفته كه صبر كنند و جاسوسان آزاد نشوند، اين دروغ نيز آشكار مي شود.

اما مي ماند دو نكته ديگر، يكي سكوت سنگين سران فتنه كه گويي مانند مقامات آمريكا و انگليس و اسرائيل روي ميخ نشسته اند و برخلاف قاطبه ملت ايران نمي توانند شادمان و مفتخر و مبتهج باشند. آيا ريگي به كفش يا ميخي بر تن آنها نيست؟!

 آنها نيز مانند سركرده تروريست ها، مظنون و سوژه سيستم امنيتي و اطلاعاتي جمهوري اسلامي هستند و وقتي بخشي از شبكه وابسته به آمريكا ضربه مي خورد، ارتعاش هاي اين ضربه طبيعتا اين حضرات را نيز مرتعش مي كند. نكته دوم، هراس وسيع گروهك هاي رنگ به رنگ ضدانقلاب است كه پس از فتنه سبز، جان گرفته بودند اما اكنون دوباره نيمه جان و هراسان شده اند. اگر سري به رسانه هاي آنها بزنيد، به صراحت از اشراف اطلاعاتي جمهوري اسلامي ايران حتي در عمق اروپا ابراز وحشت مي كنند. آنها هم ريگي به كفش دارند و همزمان ريگ هاي ديگري به كفش آمريكا هستند. آنها خائنند و حق دارند هراسان باشند كه گفته اند الخائن خائف.

سال 88 در حالي به سر مي آيد كه درهاي رحمت و موهبت الهي يكي پس از ديگري به روي ملت نستوه، عازم و پا به ركاب ايران باز مي شود. «اگر خدا را ياري كنيد، ياري تان مي كند و گام هاي شما را استوار مي گرداند.»
ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر:
گزارش مجامع بیشتر
حرکت سریع «مبین‌وان» به سوی آینده/ برنامه ریزی برای سودآوری بیشتر

حرکت سریع «مبین‌وان» به سوی آینده/ برنامه ریزی برای سودآوری بیشتر

در مجمع سالیانه شرکت مبین وان کیش سود 100 ریالی تقسیم شد.
سود ۲۰۰ ریالی در جیبت سهامداران «سپ»

سود ۲۰۰ ریالی در جیبت سهامداران «سپ»

مجمع عمومی عادی سالیانه سهامداران شرکت «پرداخت الکترونیک سامان کیش» با حضور۹۰ درصد از سهامداران تشکیل شد.
سود ۷۰ تومانی برای سهامداران «واتی»

سود ۷۰ تومانی برای سهامداران «واتی»

مجمع عمومی عادی سالانه صاحبان سهام شرکت «گروه سرمایه‌گذاری آتیه دماوند» صبح روز گذشته به دلیل شیوع ویروس کرونا و طبق دستورالعمل سازمان بورس، به صورت آنلاین و با حضور مدیرعامل، هیئت مدیره و ۸۱/۲۹ سهامداران شرکت برگزار شد.
پربازدید
پرطرفدارترین
نظرسنجی
عملکرد دولت در مواجهه با کرونا را چگونه ارزیابی می کنید؟
افتضاح
تا حدودی مطلوب و موفق
موفق و خوب
مشاهده نظرات
برای دریافت خبرنامه پول نیوز ایمیل خود را وارد نمایید: