کد خبر: ۱۶۱۶۱
۰۶ اسفند ۱۳۸۸ - ۱۱:۱۶
0
گزارش کمیسیون انرژی اتاق ایران درباره تعیین قیمت گاز برای صنایع انرژی بر از سوی " علی شمس اردکانی" در نشست مشترک با اعضای کمیسیون انرژی مجلس ارائه شد.
خبرآنلاین - متن کامل این گزارش بدین شرح است:

1- هزینه تولید گاز چه در میادین نفتی و چه در میدان های گاز غنی از میعانات را بهای فروش نفت خام و میعانات گازی تامین می کنند.

2- نفت به آسانی قابل صدور و فروش بین المللی است ولی گاز در فروش بین المللی به علت مشکل حمل ارزش افزوده ذاتی خود را در قیمت فروش نشان نمی دهد.

3- ارزش ذاتی گاز در داخل کشور با فروش محصول های صنایع انرژی بر بروز پیدا می کند. قرن 21 قرن گاز است و با مصرف صنعتی گاز در این قرن باید از تکرار فاجعه خام فروشی نفت در قرن بیستم جلوگیری کرد.
بنابراین رساندن گاز به صنایع انرژی بر وسیله اصلی وصول به اهداف دستورالعمل چشم انداز بیست ساله برای اقتصاد اول منطقه شدن جمهوری اسلامی ایران است. این مهم در صورتی به دست می آید که مزیت نسبی ایران در مصرف گاز در صنایع داخلی اولویت ملی اعلام شود. برای منظور در قیمت گذاری گاز باید عایدی خزانه از تحویل گاز به صنایع انرژی بر و نقش آن در اشتغال آفرینی، جذب سرمایه، افزایش تولید و مالیات های دریافتی از این مجموعه فعالیت های اقتصادی در نظر گرفته شود. بقیه منافع ملی هم به صورت منافع اشتغال، جذب سرمایه، امنیت ملی، بیمه های اجتماعی و غیره ظاهر می شود. در حقیقت بخشی از پرداخت بهای گاز باید به شمار آید متاسفانه برای قیمت گذاری های جدید گاز به گزینه هایی بین فروش داخلی در مقایسه با قیمت های بین المللی آن هم با فرض احتمال فروش صادراتی اشاره می شود. حال آن که برای این قیمت گذاری باید عوامل اقتصاد ملی و کل درآمد ناشی از کاربری گاز در داخل کشور در نظر گرفته شوند. با گزینه های قیمت بین المللی گاز صادراتی احتمالی، به عدم سرمایه گذاری در کشور برای صنایع انرژی و عدم رونق اقتصادی می رسیم و این هر دو گزینه موجب نرسیدن به اهداف چشم انداز می شود که به صدور اشتغال و سرمایه به ویژه در صنایع انرژی بر می انجامد. در تعیین قیمت گاز برای فروش به صنایع داخلی و برق نباید بخشی از هزینه های تولید میدان های گازی را، حسب مقایسه ظرفیت حرارتی میعانات با گاز خشک، به حساب گاز تحویلی به خط لوله گذارد. اگر این روش هزینه گذاری برای میدان های گاز خشک که میعانات قابل توجهی ندارند کاربرد داشته باشد و برای اغلب میدان های گاز کشورمان مصداق ندارد. در میدان های گازی که از نظر میعانات گازی غنی هستند هزینه های سرمایه ای و جاری تولید گاز با درآمد حاصل از میعانات گازی بازپرداخت می شود. رفتار اقتصادی گاز از میدان های غنی از مایعات شبیه رفتار گاز همراه نفت است. در این رویکرد تولید گاز به طور سنتی، همانند گاز تولیدی همراه نفت خام، محصول جانبی است (By Product) . لذا ربط دادن قیمت گاز خشک به هزینه های میدان های گازی منجر به فرصت سوزی در گاز آباد کردن صنعت کشور است. ارتباط دادن قیمت گاز با مبادلات گازی منطقه نیز قیاس صحیحی نیست، چون ایران تبادل گازی چندانی در مقایسه با کل تولید گاز کشور ندارد و سهمی هم در بازارهای منطقه ای و بین المللی گاز نداریم. از سوی دیگر پتانسیل های مصرف گاز در صنایع انرژی بر بسیار بیشتر از امکانات تبادل و صادرات گازی کشور است و با توجه به نیازهای کشور تا حداقل دو دهه دیگر هم امکان صادرات عمده گاز و یا LNG برای کشور وجود ندارد. این هم ناشی از فرصت سوزی های دو دهه پیش در جذب سرمایه برای توسعه میدان های عظیم گازی کشور به ویژه میدان پارس جنوبی و خیال پردازی تامین سرمایه برای توسعه، تولید و احداث خطوط انتقال به شیوه دولتی و با تعهد سرمایه از سوی ایران بوده است! حال آن که برای کشوری که کمبود سرمایه گذاری دارد جذب سرمایه به صورت کنسرسیومی از سرمایه گذاران داخلی و خارجی برای تولید از میدان های گازی غنی از میعانات بسیار آسانتر از شیوه های به کار برده شده می توانست باشد، اما اگر برای پروژه هایی که گاز را به عنوان خوراک مصرف می کند توجه ویژه به نیاز بازار داخلی شود که با دیدگاه افزایش تولید ملی و اشتغال آفرینی از طریق صنایع انرژی بر و ایجاد پارک های صنعتی گاز آباد، با ارائه فرمول شفاف برای قیمت گذاری گاز به نحوی که سرمایه گذار بتواند برای حداقل دوره ای از هشت تا پانزده سال تامین سرمایه را به تایید بانک برساند (Bankable) در این صورت به هدف های تولید و اشتغال در راستای اهداف چشم انداز بهتر می توان رسید.

با در نظر گرفتن مراتب بالا فرمول زیر پیشنهاد می شود:

فرمول پیشنهادی قیمت گذاری گاز:
قیمت کنونی هر متر مکعب گاز تحویلی برای واحدهای صنعتی در سراسر کشور با نرخ یکسان، حدود 200 ریال (دو سنت دلار آمریکا) است! و بسیاری از این مصارف، به ویژه در بخش خانگی، ارزش افزوده چندانی ایجاد نمی کنند. از این مصارف خانگی نه مالیات چندانی دریافت می شود، نه کمکی به بیمه های اجتماعی می کند، نه اشتغال می آفریند و نه کشور را به اقتصاد اول منطقه شدن رهنمون می شود بلکه بر عکس با محروم کردن تولید از دسترسی به گاز موجب قهقرای اقتصاد ملی می شود. در مدل فعلی قیمت گذاری گاز هزینه های انتقال گاز هم به عامل سرمایه و هزینه های شبکه توزیع باز نمی گردد، لذا مصارف انبوه گاز در ترکیب فعلی ما را از رتبه اول در اقتصاد منطقه شدن دور می کند و کشور ما را به رتبه اول در فعل حرام و غیر عقلائی تبذیر گاز تبدیل کرده است. از سوی دیگر ارتباط خطی قیمت گاز با مبادلات بین المللی گاز هم برای اقتصاد ایران از مقوله های قیاس مع الفارق است و نمی توان قیمت ارزش انرژی اولیه در کشور های هدف صادرات تخیلی را به قیمت مصرف گاز در صنایع داخلی ارجاع داد. در صورت این نوع قیمت گذاری برای مصارف داخلی گاز، منجر به فرار دادن سرمایه گذاری در صنایع انرژی بر از ایران و مهاجرت آن به کشورهای خریدار گاز ایران می شود (اگر گازی برای صدور وجود داشته باشد) . از سوی دیگر عدم عقد قرارداد تامین گاز برای صنایع داخلی موجب طولانی شدن فرصت سرمایه گذاری و به تعبیری یک تحریم نانوشته داخلی علیه صنایعی است که کشور در آن مزیت نسبی دارد، لذا ضروری است به سرعت فرمول قیمت گذاری گاز اعلام شود به نحوی که بروکراتها نتوانند آنرا تغییر دهند یا تفسیر به رای کنند. مسلماً ایجاد صنایع انرژی بر برای عزت ملی، اشتغال بیشتر و اقتصاد اول منطقه شدن در اجرای دستور العمل های مقام معظم رهبری پیرامون اصل 44 قانون اساسی و برنامه چشم انداز که اولویت یک ملی کشور است نمی تواند منوط بر کار و سازهای بروکراتیک یک سازمان و یا یک شرکت دولتی باشد. چنانچه گازی برای صادرات نداریم لزومی برای تشکیلات بروکراتیک صدور گاز، شرکت صادرات گاز و شرکت های LNG که نیست.
قیمت گذاری گاز باید یک امر ملی فرا سازمانی و یا فراوزارتخانه ای تلقی شود. پیشنهاد می شود این تلقی توسط وزارت محترم صنایع و تشکل های تولیدی، اتاق بازرگانی و صنایع و معادن ایران، تهیه شود.

پیشنهاد می شود قیمت گاز در مبدأ هر میدان در قیمت های صنعتی فعلی تعیین و برای پنج سال سالانه فقط پانزده درصد افزایش داده شود و برای هر منطقه بر اساس هر متر مکعب / کیلومتر ی چهارم ریال هزینه حمل اضافه شود به نحوی که قیمت تحویل گاز شامل هزینه حمل آن از مراکز تولید گاز تا هر نقطه مصرف باشد. یه این شکل توزیع صنایع گاز بر اساس هزینه بهینه به آبادانی مناطق گاز خیز کشور که متاسفانه هنوز هم مناطق محروم هستند! می انجامد. ثانیاً قیمت گاز تحویلی به صنایع به صورت جزئی از درآمد خزانه دیده شود و نه درآمد یک شرکت دولتی مثل شرکت ملی گاز. در این نوع قیمت گذاری مالیات حاصله از افزایش افزوده، هزنیه حمل و منافع اقتصاد ملی نیز درج می شود. پیشنهاد چنین فرمولی برای قیمت گذاری گاز طبیعی نحو زیر ایفاد حضور می شود:
P= ax+c
T=P+by+J

P= قیمت یک متر مکعب گاز برای مصرف کننده به تومان
T= درآمد خزانه از فروش گاز به اضافه مالیات به اضافه منافع ملی حاصل از فروش یک متر مکعب گاز برای مصرف کننده به تومان
Y= ارزش افزوده ناشی از داده گاز برای مصرف یک متر مکعب گاز در صنایع انرژی بر به تومان (مالیات بر ارزش افزوده ناشی از سایر عوامل تولید جداگانه فرض می شوند.)
X= قیمت روز یک بشکه نفت خام ایران در خلیج فارس به دلار
a= ضریب نسبت بهای داخلی یک متر مکعب گاز به قیمت یک بشکه نفت خام ایران در خلیج فارس
B= ضریب مالیات شرکت ها
C= هزینه حمل یک متر مکعب گاز از مبدأ تولید گاز تا نقطه مصرف قابل پرداخت به شرکت خطوط انتقال گاز
J= درآمدهای غیر مستقیم در اقتصاد ملی از کاربری گاز مثل پرداخت به بیمه های اجتماعی و ارزش های جذب سرمایه و اشتغال آفرینی، تخمین J برای مصرف هر متر مکعب گاز در صنایع معادل پنجاه تومان می باشد. البته این عدد صنعت به صنعت و نسبت به محل احداث آن تفاوت هایی دارد.
در این فرمول ax به شرکت ملی گاز پرداخت می شود، c به شرکت خطوط لوله (توسط شرکت منطقه ای گاز)، by به اداره مالیات بردرآمد و موارد J در اقتصاد ملی تحقق می یابند.
در این فرمول مالیات از ارزش افزوده صنعتی به عنوان درآمد خزانه ظاهر می شود. ولی مصارف خانگی که غیر از بهای گاز فقط بخشی از ضریب J را می پوشاند باید به اندازه by بهای بیشتری بپردازد. پیشنهاد می شود برای دهک های کم درآمد این مابه التفاوت را دولت به صورت نقدی به آنها پرداخت کند (از محل درآمدهای جدید گازی) که آنها هم برای کاهش مصرف محرک مالی داشته باشند.

هم اکنون با مصرف یک متر مکعب گاز، می توان دو صد تومان ارزش افزوده ایجاد کرد (پس از محاسبه ارزش افزوده ناشی از بقیه داده ها مثل سرمایه و نیروی کار). بر اساس سیستم جدید مالیات از ارزش افزوده از داده گاز برای هر متر مکعب پنجاه تومان خواهد بود.
اگر بخواهیم عدد p یعنی درآمد مستقیم حاصل از فروش هر متر مکعب گاز تحویلی در عسلویه یا میدان های دیگر مانند پارسیان، نارکنگان و غیره، بیست تومان باشد، در قیمت نفت خام ایران تحویل خلیج فارس بشکه ای 100 دلار، قیمت گاز پرداختی به نحو زیر محاسبه می شود:
0+(100×a)=20
2/0=a
با فرض (c مثلاً در عسلویه، جم، خانگیران، آغار، بید بلند و یا پارسیان مساوی صفر) درآمد مستقیم شرکت گاز از محل ax برابر بیست تومان و پارامتر a مساوی دو دهم خواهد بود.
به این شکل اگر برای هزینه حمل گاز به ازاء هر کیلومتر/ مترمکعب یک چهارم ریال محاسبه کنیم قیمت گاز صنعتی در شیراز، (با فاصله متوسط چهار صد کیلومتری عسلویه - پارسیان - آغار- دالان تا شیراز) برای هر متر مکعب شصت تومان خواهد بود. c+20=P و (ریال) 100=025/0×400=c . از دید اقتصاد ملی درآمد حاصل از فروش یک متر مکعب در منطقه فرضی شیراز 80=10+50+20=T هشتاد تومان پرداختی بنگاه می باشد. اگر ضریب J برای بیمه های اجتماعی منافع اشتغال و امنیت ملی را هم حداقل بیست تومان فرض کنیم درآمد نهایی خزانه از مصرف هر متر مکعب گاز در صنعت یک صد تومان می شود. آیا هرگز در شرکت ملی گاز بررسی شده است که می توان با کاربری هر متر مکعب گاز در صنعت کشور یک صد و ده تومان ارزش افزوده ایجاد کرد؟ طبیعی است که این سوال مطرح شود که چرا برای مصارف فعلی داخلی قیمت های ما غلط است و چرا برای تحویل برای LNG و یا خط لوله صادراتی گاز را در عسلویه 85-45 تومان پیشنهاد می کنند؟

در شرایط فعلی راه حل مناسبی برای بیرون آمدن از بن بست و تاخیر در راه اندازی صنایع انرژی بر تعیین قیمت گاز باعقد قرارداد تامین طویل مدت و بدون وقفه گاز برای جلب سرمایه گذاران بیش از پیش ضروری است. در چنین قراردادهایی با احتساب قیمت نفت بشکه ای یک صد دلار و تعیین پارامترهای a ، b و c تعیین قیمت پایه پرداختی به شرکت گاز برای مصرف هر متر مکعب گاز در صنایع در مناطق مجاور میدان های بزرگ گازی کشور (بیست تومان) و هزینه انتقال گاز به تناسب دوری از محل تزریق گاز به خط لوله با تعیین c فرمول قیمت را شفاف و گویا می نماید.

هدف از عقد قرارداد گاز با مکانیزم شفاف برای ایجاد شرایطی است که سرمایه گذاران بتوانند آینده اقتصادی طرح های خود را برای درازمدت ارزیابی نمایند. در این قراردادها فرمول قیمت گاز می باید ساده و قابل فهم و قبول برای سرمایه گذاران داخلی و خارجی، برای وام دهندگان چه برای پروژه های گاز و چه برای صنایع گاز بر و برای مصرف کنندگان داخلی و خارجی محصول این صنایع بر مبنای واقعیات در ایران و منطقه باشد. قیمت های گاز بر اساس این فرمول و با در نظر گرفتن قیمت نفت (x) برای هر سال پیشاپیش اعلام شود و قراردادهای منعقده در هر سال برای دوره بازپرداخت سرمایه هر پروژه، بین هشت تا پانزده سال، با پارامترهای ثابت فوق محاسبه می شود و تنها متغیر x یعنی بهای نفت است که بر مبنای متوسط سالانه آن تعیین و در فرمول اعمال می شود.

در این رابطه چهار نکته مهم می باید در قرارداد آورده شود:
الف: فرمول پیشنهادی قیمت گاز به عقد قراردادهایی منجر شود که در آن بازبینی فقط در عدد x ممکن باشد آن هم به طور سالانه و در ماه های مندرج در قرارداد
ب - سایر پارامترها فقط هر پانزده سال یک بار قابل تجدید نظر و اعلام عمومی باشد تا برنامه های مالی و feasibility پروژه ها به طور متقن و روشن آنها را Bankable کند.
به این شکل مبنای تعیین قیمت گاز برای مصارف داخلی به یک تصمیم گیری ملی تبدیل می شود که:
اولاً - قیمت گاز برای مصرف کنندگان ایرانی ربطی به قیمت های صادرات و واردات گاز در ماورای مرزها، و یا بهای LNG و سایر آرزوها، و یا معاملات بین کشورها در شرق و غرب عالم، که به صنایع ایران ربطی ندارند، وصل نمی شود.
ثانیاً - فعالان اقتصادی با خیال راحت برنامه سرمایه گذاری طویل مدت خود را برای کار در ایران تنظیم می کنند.
ثالثاً - بهای گاز به عنوان بخشی از پرداخت به خزانه محسوب می شود که می توان علاوه از درآمدهای P و C دریافتی های خزانه از محل گاز آبادها را هم برای امور زیربنایی و نیازهای سرمایه گذاری ریالی بخش گاز تخصیص داد.
رابعاً- نیازهای ارزی سرمایه گذاری در بخش گاز که از محل فروش میعانات بازپرداخت می شود در محاسبات بهای گاز برای مصارف داخلی، دخالت داده نمی شود.
از آنجا که در شرایط زمستانی که مصارف خانگی بیش از ده برابر مصارف صنعتی می شود (سیصد و پنجاه به سی و پنج میلیون متر مکعب در روز)، ضروری است سیاست ملی اولویت تامین گاز برای صنایع پیش از فرا رسیدن زمستان اعلام شود به نحوی که مردمان تشویق شوند در مصارف خانگی گاز صرفه جویی کنند. قیمت گاز خانگی باید طوری تعیین شود که در روزهای سرد زمستان ده درصد نسبت به سال گذشته در مصارف خانگی صرفه جویی شود. در این راستا پیشنهاد می نماید مصارف خانگی تا روزی 20 متر مکعب به قیمت های فعلی محاسبه شود و به ازای روزانه هر ده متر مکعب مصرف اضافی برای دوره آذر تا آخر اسفند ماه قیمت ها به صورت تصاعدی محاسبه و دریافت شود.

البته برای این منظور سیاست های میان مدت مثل حذف کنتور واحد برای مجتمع ها و یا نصب کنتور آب گرم در مجتمع ها باید جایگزین وضعیت فعلی کنتور های عمومی برای گاز شود. به این شکل چون هر دستگاه آپارتمان دقیقاً صورتحساب گاز مصرفی خود را پرداخت می نماید و محرک برای صرفه جویی خواهد داشت. مسلماً برنامه تبلیغاتی و آموزشی وسیع برای کاهش مصارف خانگی و القای دید اقتصاد ملی در مصرف گاز از پیش نیازهای توفیق در این برنامه است.


ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر:
گزارش مجامع بیشتر
حرکت سریع «مبین‌وان» به سوی آینده/ برنامه ریزی برای سودآوری بیشتر

حرکت سریع «مبین‌وان» به سوی آینده/ برنامه ریزی برای سودآوری بیشتر

در مجمع سالیانه شرکت مبین وان کیش سود 100 ریالی تقسیم شد.
سود ۲۰۰ ریالی در جیبت سهامداران «سپ»

سود ۲۰۰ ریالی در جیبت سهامداران «سپ»

مجمع عمومی عادی سالیانه سهامداران شرکت «پرداخت الکترونیک سامان کیش» با حضور۹۰ درصد از سهامداران تشکیل شد.
سود ۷۰ تومانی برای سهامداران «واتی»

سود ۷۰ تومانی برای سهامداران «واتی»

مجمع عمومی عادی سالانه صاحبان سهام شرکت «گروه سرمایه‌گذاری آتیه دماوند» صبح روز گذشته به دلیل شیوع ویروس کرونا و طبق دستورالعمل سازمان بورس، به صورت آنلاین و با حضور مدیرعامل، هیئت مدیره و ۸۱/۲۹ سهامداران شرکت برگزار شد.
پربازدید
پرطرفدارترین
نظرسنجی
عملکرد دولت در مواجهه با کرونا را چگونه ارزیابی می کنید؟
افتضاح
تا حدودی مطلوب و موفق
موفق و خوب
مشاهده نظرات
برای دریافت خبرنامه پول نیوز ایمیل خود را وارد نمایید: