کد خبر: ۲۹۲۶۱۵
تاریخ انتشار: ۱۵ آذر ۱۳۹۷ - ۰۸:۰۹
هر روز بسیاری از کسب و کار های نوپا و حتی آن هایی که در این حیطه سابقه فعالیت دارند، دچار شکست شده و مجبور به پرداخت ضرر های زیادی می شوند.

پول نیوز؛ رکسانادانیالی- هر روز بسیاری از کسب و کار های نوپا و حتی آن هایی که در این حیطه سابقه فعالیت دارند، دچار شکست شده و مجبور به پرداخت ضرر های زیادی می شوند. اما در کسب و کار هایی که استراتژی و منطق شفافی برای رشد دارند و همچنین از وجود مدیری کارآزموده بهره مند هستند، از دست رفتن سرمایه و رکود کار به ندرت مشاده می شود. اغلب کسب و کار ها به دلیل ضعف های متعدد مدیریتی و برنامه ریزی امکان رشد و پیشرفت را از دست می دهند. طبق مطالعات صورت گرفته، احتمال موفقیت کسب و کار هایی که به تازگی تاسیس می شوند، زیر 20 درصد برآورد شده است. اما به راستی چرا رشد یک فعالیت کاری تا این میزان دشوار است؟

همان طور که اشاره شد دو دلیل عمده برای این شکست ها شناخته شده است: نخست ضعف مدیریت و عدم توانایی در استفاده از فرصت های مناسب ایجاد شده در هسته مرکزی کسب و کار و دوم ضعف در برنامه ریزی که سبب اختلال در حمایت از فعالیت هایی می شود که به نوعی موفقیت کسب و کار را فراهم می کنند. اما با آگاهی از زیر و بم های موفقیت می توان از رخداد چنین مشکلاتی پیشگیری کرد. در ادامه به ارائه راه کار های رشد خواهیم پرداخت.

مدیران و استراتژی هدفمند

"تقویت"

فارغ از روشی که هر کسب و کار برای رسیدن به رشد انتخاب می کند، باید چهارچوب های استاندارد در این روش ها مد نظر قرار گیرد. برای کسب استاندارد ها به سه نکته اصلی توجه کنید:

+ از بین بردن محدودیت های بین بخشی در کسب و کار

+ تنظیم برنامه های مدیریتی مطابق با روش رشد انتخاب شده

+ آموزش مدیران در هر دو زمینه ی مدیریتی و غیر مدیریتی

یک مدیر ایده آل مدیری است که فرصت های بالقوه ایجاد شده را کشف کند و آن هایی را که بیش از همه به رشد و ترقی کسب و کار منجر می شوند، پر و بال دهد. پروسه ی تشخیص موقعیت های طلایی برای پیشرفت عمدتا با کسب و کار مرکزی آغاز می شود. کسب و کار مرکزی به محصول، سرویس، مشتری، شیوه های ارتباطی و مناطق جغرافیایی اشاره دارد که بالا ترین سطح سودآوری و درآمد را برای کسب و کار شکل گرفته فراهم می آورند. کسب قدرت تشخیص این موقعیت ها نیازمند محاسبات دقیق در حیطه بازار یابی، گستره رشد سرمایه و همچنین شناخت تمامی جزئیات مشتریان خواهد بود. اکنون به سوالاتی اشاره می شود که می توانند شما را در این زمینه یاری کنند.

+ هر کدام از موارد مرتبط با کسب و کار به چه طریق تقویت و به چه طریق دچار رکود می شوند؟

+ ارباب رجوع های اصلی در کسی و کار شما چه کسانی هستند و کدام دسته از مشتریان بیشترین درصد سودآوری را به خود اختصاص می دهند؟

+ آیا به تغییر نیاز دارید؟ کدام یک از چهارچوب های فعالیت کاری شما فرسایش یافته و نیازمند تغییر است؟

+ چه فرصت هایی پیش روی شما برای ایجاد موفقیتی بزرگ قرار دارد؟

زمانی که به این سوال ها پاسخ می دهید، تمرکز بر شکایات و یا تمجید های مشتری های پیشین بسیار کمک رسان خواهد بود و دید روشن تری از شرایط را در اختیار شما قرار می دهد. اگرچه این گونه بررسی ها زمان زیادی را می طلبند اما نتایج مثبت بسیاری را به همراه دارند که به قول معروف ارزش سختی که متحمل می شوید را دارد! در کنار تمامی روش های گفته شده، توجه مستمر خود را به کارکنان و تیم کاری حفظ کنید، چرا که در اغلب اوقات همین تیم می توانند ورق را به نفع کسب و کار برگردانند. برای مثال رشد یک کمپانی کوچک کانادایی در کمتر از 12 ماه، از 4 درصد به بیش از 20 درصد افزایش داشت و این سیر صعودی سریع را مدیون کارمندانی بود که هر کدام به اندازه یک مدیر، دلسوز و توانا بودند! برای دست یافتن به چنین موفقیتی باید برنامه ای کاربردی در خصوص آموزش مدیر و کارکنان تدارک دیده شود. توجه کافی و دقیق به نیاز های مشتریان و در عین حال نارضایتی های آنان، اولین و مهم ترین گام برای شناخت جزئیات مشتری و در نهایت کشف ابعاد پنهانی از فرصت های رشد خواهد بود. برنامه ریزی های کسب و کار باید به گونه ای انجام شود که در آن از دست دادن ها به حداقل برسد، حال چه در زمینه مشتری، چه در حیطه سرمایه و در مقابل، موقعیت های سودآوری افزایش یابد.

"کسب و کار های مجاور"

یکی دیگر از راه کار هایی که برای رشد کسب و کار های نوپا ارائه می شود، کسب و کار مجاور است. این شیوه به دو طریق انجام می شود، نخست دقت به کار رقیبان و یادگیری مثبت از آن ها و دوم یادگیری از مشتریان پیشین. البته این شیوه اغلب زمانی به کار گرفته می شود که کسب و کار مرکزی به حد اشباع خود در کمک رسانی به کسب و کار رسیده باشد و همچنین آینده چندان موفقی برای آن فعالیت کاری پبش بینی نشود. بسیاری از مدیران طریقه دوم یعنی یادگیری از مشتریان را ترجیح می دهند. با ارباب رجوع های ثابتی که از بقیه خلاق تر هستند تماس برقرار کرده و جلسه ای ترتیب دهید و با بهره گیری از ایده های آن ها، جزئیات و نقاط ضعف کار خود را بهتر بازرسی کنید. هر کدام از این مشتری ها می توانند فرصتی با ارزش برای پیشرفت کسب و کار محسوب شوند.

"شناخت ظرفیت ها"

شناخت ظرفیت ها به چه معنا است؟ هر فردی که در مجموعه ای مشغول فعالیت است، باید تمام تلاش خود را برای شناخت این مجموعه، نکات مثبت و منفی، قابلیت ها و ظرفیت های موجود و ممکن به کار گیرد. مجموعه ای موفق خواهد بود که تک تک اعضا برای پیشرفت آن مشارکت کنند و در هر جایگاهی، موفقیت آن را موفقیت خود به حساب بیاورند.

در مجموع می توان گفت با در اختیار داشتن برنامه ای روشن و هدفمند، تیمی توانا و دلسوز و همچنین مدیری با کفایت، احتمال به ثمر نشستن هر کسب و کاری چندین برابر می شود. اما برای کسب نتیجه عجول نباشید چرا که در پس هر موفقیتی، سال ها تلاش مستمر و بررسی های مداوم نهفته است. 

برچسب ها: مدیریت ، کسب و کار
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: