کد خبر: ۲۷۴۴۴۸
تاریخ انتشار: ۰۷ تير ۱۳۹۷ - ۰۸:۱۴
یک اقتصاددان در گفتگو تفصیلی با پول نیوز:
درست است که کابینه حسن روحانی توانست تورم را تک رقمی کند اما در مقابل در این سال ها نرخ رشد نقدینگی 3 برابر شد. رشد اقتصادی بلند مدت کشور محقق نشد. در واقع می تواند ادعا کرد که همه بخش های اقتصاد را فدای تورم تک رقمی کرد.
دولت اقتصاد را فدای تورم تک رقمی کردباران ایمانی – پول نیوز| مهم ترین دستاورد کابینه حسن روحانی این روزها زیر تیغ انتقادات قرار گرفته است. دستاوردی که هادی حق‌شناس اقتصاد دان معتقد است دولت برای دست یافت به آن همه اقتصاد را فدا کرده است .

او که راه کار خروج از این بحران را واقعی سازی نرخ ارز می داند، می گوید: در هفته های گذشته بسیاری از فعالین اقتصادی و مردم  نسبت به سیاست‌های ارزی و اقتصادی دولت بی اعتماد شده‌اند. در حال حاضر دولت متناسب با وضعیت روز تصمیم می گیرد در حالیکه در سیاست گذاری‌ها باید نگاه بلند مدتی داشته باشد. متن کامل گفت و گوی  پول نیوز با هادی حق شناس اقتصاددان را در ادامه می خوانید:

بازار چند روزی است که در التهاب به سر می برد  و فعالین صنفی به شرایط پیش آمده اقتصادی حسابی معترض هستند. دلیل اصلی این اتفاقات چیست؟

شاخص ها و بازارهای اقتصادی را باید توامان با هم مورد تحلیل قرارداد. نباید فراموش کرد که تمامی بازارهای به یکدیگر مرتبط بوده و تلاطم در بازاری ، بازارهای دیگر را متاثر می سازد. در همه ادبیات و تئوری های علم اقتصاد گفته شده که اگر شاخص های پولی از حد نرمال خارج شود با یک وقفه زمانی مشخصی بنیادهای اقتصاد را هم متاثر یا به صورت واضح تر تخریب می کند. نمی شود در یک اقتصادی رشد نقدینگی چند برابر نرخ رشد اقتصاد باشد ولی در آن اقتصاد تورم نباشد. مسلم است که افزایش نقدینگی، رشد تورم را در پی خواهد داشت. البته این تورم فقط روی کالا اثر گذار نیست بلکه به کاهش قدرت پول ملی هم منجر می‌شود.

دولت در چند سال گذشته نرخ ارز را به صورت مصنوعی پایین نگه داشته است. بسیاری جهش قیمت ارز در این روزها را همین اتفاق می دانند؟

ممکن است دولت با سیاست های پولی نرخ دلار را ثابت نگه دارد اما تجربه و علم اقتصاد ثابت کرده که این ثبات یک عمر کوتاهی خواهد داشت و در میان مدت امکان تثبیت قیمت ارز وجود ندارد. تجربه تلخ تثبیت قیمت دلار و جهش بعد از آن را در سال های قبل و بعد از انقلاب داشته ایم. در سال های 91 و 92 دلار 3 برابر شد و 300 درصد افزایش پیدا کرد.

گزارش های بانک مرکزی نشان می دهد که از سال 92 تا 96 میانگین تورم در ایران حدود 20 درصد بود در حالیکه میانگین تورم در 5 کشور عمده واردات ما از آنها صورت می گیرد چیزی حدود درصد است . در حالیکه همه ساله باید چیزی حدود 15 درصد ( اختلاف تورم ایران و شرکای مهم تجاریش ) به دلار افزوده می شد که در تمام این 5 سال قیمت دلار 5 درصد هم افزایش پیدا نکرد. این عدم افزایش قیمت دلار از سال 92 تا 96 طبیعتا یک جا باید تخلیه می شد که این اتفاق از اواخر سال 96 شروع و در سال 97 هم ادامه پیدا کرد.

می توان تنها دلیل رشد غیر منتظره دلار را تورم انباشته دانست؟


تورم انباشته یکی از مهم ترین دلایل این جهش بود اما دلایل متعددی دیگری هم این اتفاق داشت. در این سال ها رشد نقدینگی 3 برابر شد اما رشد و بهره وری اقتصادی همواره پایین بود. بی انضباطی پولی و مالی و موسسه‌های مالی و اعتباری غیر مجاز از دیگر دلایل این رشد افسارگسیخته دلار بود که اتفاقا بخش زیادی از آنها مربوط به این دولت نیست. البته اگر این سیاست‌ها درآینده هم ادامه پیدا کند همین جهش را 5 سال دیگر در اقتصاد ایران تجربه می کنیم.

نوسانات این روزهای بازار ارز حسابی نگران کننده شده است. اعتصاب بازاریان در روزهای اخیر به خوبی این ادعا را ثابت می‌کند. حالا چه باید کرد؟

راه حل  در اقتصاد کاملا مشص است . وظیفه دولت ها در بازار نظارت است نه مداخله. هیچ منطقی برای دخالت  دولت‌ها در بازار وجود ندارد. اگر دولتی تمایل به پرداخت  یارانه دارد باید این یارنه را به صورت مستقیم به به هر یک از گروه های جامعه  هدف پرداخت کند نه اینکه یارانه را در قالب  قیمت‌گذاری ارز توزیع کنند.

دولت باید اجازه دهد که تمامی کالاهای وارداتی بر مبنای ارز آزاد قیمت گذاری شود نه ارز 4200 تومانی.  در حال حاضر بیش از 2.5 میلیون واحد صنفی داری مجوز در کشور مشغول به فعالیت هستند دولت چطور می تواند بر عرضه کالا در تمامی این واحدها نظارت کند. دولت بهتر است  به جای اینکه برای هر مغازه یک مامور گذارد سرچشمه را اصلاح کند.

سرچشمه در شرایط فعلی این است که اجازه دهیم نرخ تورم در نرخ ارز تخلیه شود . اگر دولت اجازه می داد که یکسان سازی نرخ ارز اجرا شود شاید امروز  تورم تک رقمی را نداشت اما دستاوردهای مهم دیگری داشت. درست است که کابینه حسن روحانی توانست تورم را تک رقمی کند اما در مقابل در این سال ها نرخ رشد نقدینگی 3 برابر شد. رشد اقتصادی بلند مدت کشور محقق نشد در حالی که برای حل مشکلات امروز حداقل به نرخ رشد 8 درصدی در اقتصاد نیاز داریم .

در واقع می تواند ادعا کرد که همه بخش های اقتصاد را فدای تورم تک رقمی کرد. همه دولت ها آرزو دارند که نرخ دلار و تورم را کاهش و رشد اقتصادی را افزایش دهند. اما  این آرزوها زمانی تحقق پیدا می کند که چارچوب علم اقتصاد  آن را بپذیرد. نمی شود معتقد به آزادی عرضه و تقاضا  و حذف یارانه کالاها و خدماتی مثل آب و برق و بنزین اعتقاد داشت ولی در ارز یارانه پرداخت کرد . دولت برای خروج از بحران بهتر این است که قیمت ارز را واقعی بپندارد.

دولت در کمتر از یک هفته 3 بار سیاست های ارزی خود را تغییر داد. برخی از دولتمردان دلیل این امر را جلوگیری از شوک های ناگهانی در اقتصاد  عنوان می کنند. چقدر این هدف محقق شده است؟ 


این مدل اعلام سیاست‌های ارزی حاصلی جز ایجاد نااطمینانی در بازار نداشت. بزرگترین سرمایه اجتماعی در هر اقتصادی عنصر اعتماد است اگر این عنصر از بین رود سرمایه اجتماعی از بین می رود . در هفته های گذشته بسیاری از فعالین اقتصادی و مردم  نسبت به سیاست های ارزی دولت بی اعتماد شده است . در حال حاضر دولت متناسب با وضعیت روز تصمیم می گیرد در حالیکه در سیاست گذاری ها باید نگاه بلند مدتی داشته باشد.
مطالب مرتبط
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: